استنادات نامربوط
Kanalga Telegram’da o‘tish
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
271
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+1530 kun
Postlar arxiv
با مردی صحبت کردم ، به اندازه تموم روزهایی که تو راه دانشگاه بودم و تموم مسیر چهار ساعته رو تلفنی حرف میزدیم .
خیلی جدی از آخرین باری که این مسیر رو با اتوبوس رفتم هفت سال میگذره.
از اون دختر بچه چی مونده؟((((:
ناخنام رو درست کردم ابروهامو برداشتم ، اگه این اسنپیه اجازه بده برسم خونه وسایلمم جمع کنم و برم یزد تا بتونم پسر خوشگله رو ببینم🥹❤️😐
اگه میتونین دور هم خانوادگی بشینین ، یه چایی بخورین ، بگین ، بخندین. بدون تنفر و حس بد حتی واسه یک ساعت ، باور کنید خوشبختین (((:
امروز اینقدر خسته شدم که کاملا مغزم الان خوابه ، چشمام داره میسوزه و از تایم اداری دو ساعت باقی مونده هنوز!
مهدیه است عزیزم اصلا نگران نباش ، ظهر واسه ناهار نیومدی شب باید ماکارانی های ظهر رو تبدیل به کوکو ماکارانی کنم (((((:
Repost from N/a
آنقدر از من نپرس چطوری نارنجی و ببری از هم تشخیص میدم ، قشنگ معلومه اونی که شکم داره انگار ۹ ماه بارداری نارنجیه
اونی که عصاب نداره و میخواد همرو جر بده ببریه😂❤️
