استنادات نامربوط
Kanalga Telegram’da o‘tish
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
271
Obunachilar
+224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+1730 kun
Postlar arxiv
وای خدا ، زنگ زدم به مردی
میگم چرا بهم امروز رو تبریک نگفتی
با تعجب میگه امروز چه روزیه
میگم نه دیگه نشد ، اهمیت نمیدی 😂
میگه خب بگو
میگم روز دختره
میگه عزیزم امروز که تولد حضرت فاطمه نیست😂😂😂😂
میگم اون روز زنه😂😂
میگه زینببببب امروز روز جهانی مبارزه با مواد مخدر 😂😂😂
فکر کنم فقط بزرگسالی بتونه اونقدر فکریت کنه که ساعت یک و نیم نصف شب تصمیم بگیری پاشی خونه رو تمیز کنی .
یجوری نارنجی به ببری میپره وقتی میرم ببری رو ناز کنم
انگار به ببری پناهندگی دادن بیاد خونه ما
اعتراف میکنم زندگیم به قبل و بعد ببری تقسیم شده ، من اصلا نمیدونم بدون اون چطور زندگی میکردم ، اصلا اون روزهارو چطور رد میکردم ..
من قبلا سعی میکردم نسبت به آدمایی که از کنارم رد میشدن و درمورد اینکه چجوری بپوشم ،بی محلی کنم و فقط رد شم .
متاسفانه الان روانم دیگه پاسخگو نیست فقط فش میدم
امروز برای اولین بار صبح بعد بیدار شدن یوگا کردم ، واقعأ احساس بهتری دارم.
فکر نمیکردم تاثیر گذار باشه خیلی (:
ولی باید اعتراف کنم هیچوقت اینقدر سر خودمو شلوغ نکرده بودم .
کاملا راضیم ، اگه بعد سرکارم خسته نمیشدم مستقیم میرفتم کتابخونه 📚(:
فقط بدیش اینه خیلی خوابم میگیره ، کلا ادم خوابالویی ام و این عذاب اوره که خودمو وقف بدم.
یعنی بعد اینهمه صبح بیدار شدن هنوز بهش عادت نکردم .
اگه بشه یکم رقص هم تمرین کنم چون احتمال زیاد فردا کلاس باشه ، مدیونین فکر کنین چیزی یادمه (((:
امروز خونه 🏠 ( هرکدوم انجام شد تیک میزنم ) :
اتاق خودم :
لباس ها ✅
جارو ✅
هال:
مرتب کردن✅
جارو ✅
دستمال کشی
اشپرخونه هم بشورم✅
خب استراحت بسه ، درسته از ساعت یک تا ساعت دو و نیم آفتاب مستقیم خورد فرق سرم و یه عالمه پیاده روی کردم تو این گرما
ولی به اندازه کافی لش کردم .
از اتاق شروع کنم به تمیز کاری (((:
