استنادات نامربوط
Kanalga Telegram’da o‘tish
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
270
Obunachilar
+124 soatlar
-17 kun
+1630 kun
Postlar arxiv
پیاده بعد سرکارم بدو بدو رفتم برا ببری بپرسم .
گفتن ممکنه گلوله مویی هنوز تو معده اش باشه .
بهش مالت بیشتر بده یا اینکه پنیرخامه ای کم چرب بهش بده یبار دیگه باید بالا بیاره تا دفع بشه..
هیچی بهش مالت دادم .
بعد به زور پیچیدمش لا دستمال و بهش پنیر خامه ای دادم در حالیکه نارنجی داشت با ولع اونور پنیر خامه ای میخورد(((((:
مامان بزرگم راست میگه من پیر شدم ، همین الان دستم خورد چنلم رو آرشیو کردم حالا هرکار میکنم نمیتونم برش گردونم
میرم از اون بالا اسمشو سرچ میزنم میام سر میزنم بهش😐🤦
همین بلا رو سر مردی هم اوردم. (((:
اونم کلا آبگوشت دوست نداره و نمیخوره ( مثل خودم که از آبگوشت متنفرررررررررررررررررررررررررررررم )
روز اخری که یزد بودم واسه بابام آبگوشت درست کردم .
بابام کلا معتقده که آبگوشت فقط آبگوشت مامانش و هیچوقت هم از هیچ غذایی تعریف نمیکنه .
خلاصه صبح آبگوشت رو بار گذاشتم یه عالمه مسخره ام کرد که داری از تو اینترنت رسپیش رو میبینی و اصلا بلد نیستی .
وای چقدر ظرف کثیف کردی داری چیکار میکنی ((((((:
ظهر شد زنگ زدم بابا آبگوشت رو خوردی گفت نه😐 اومدم پیش دوستم ناهار اینجام (((((:
شب که تو اتوبوس بودم زنگ زد بهم و اعتراف کرد .
بابا آبگوشت رو خوردم خیلی خوشمزه بود ، خیلی خوشمزه بود .
دقت کنید این مردِ تخس دوبار اعتراف کرد 😂 ((((((((((((:
کوثر هر سری که میگه من میخوام برم شیراز و تایم کمی اونجام بهش فش میدم .
اونم قسم میخوره که راست میگم .
ولی نهایت اونی که من میگم میشه
ببری از سرشب پیش تا صبح امروز دوبار بالا آورده، غذا هم نمیخوره .
نمیدونم چیکار کرده با خودش ..
احساس خوبی نسبت به شرایط ندارم ، همش منتظرم اتفاقی که باید بیفته ، بیفته
ولی خبری نیست
و این کلافم میکنه احساس میکنم تا یکم دیگه دوتا اتفاق میفته یا صبرمو به صورت کلی از دست میدم ، یا یه جوری نسبت به همه چی سر میشم که پشمام .
Repost from نخی متصل به زندگی 🪽
منو زینب تا انتهای شب کع باهمیم خوبه همه چی همین که میخوایم بخوابیم جای خالی پارتنرامون پا میزاره رو گلومون هر کدوم یع گوشه جمع میشیم تو خودمون تا خوابمون ببره.
