uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

استنادات نامربوط

استنادات نامربوط

Kanalga Telegram’da o‘tish

ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
270
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kun
+1530 kun
Postlar arxiv
یه خانومه سن بالا اومد خیلی گیر بود ، راهنماییش کردم که چیکار کنه مشکلش حل بشه . موقع رفتن با ذوق دست کشید رو صورتم یجوری دعا کرد برام که بغضی شدم از مهربونیش . از ته دل شاد شد انگار (((:

برای یک مسئله ی مالی ذهنم به شدت درگیر شد . اومدم از اداره بیرون ، درحالیکه دلشوره داشتم و به این فکر میکردم که این فکری که به ذهنم رسیده ایا درسته یا نه . یه گربه کوچولو رو دیدم زیر یه ماشینی بود و یچیزی شکار کرده بود و داشت با ولع میخورد . یهو تو ذهنم این بیت پر رنگ شد چنان روزی رسان روزی رساند که صد عاقل در ان حیران بماند . استرسه هنوز بود ، دلشوره هنوز بود ، اما این بار یه فرقی داشت یه نوری اون ته دلم روشن شد ، که بهم دلگرمی داد .

امروز میخوام یه کار ریسکی کنم ، امیدوارم خوشم نیاد😂😂😭

Repost from Dear diary
پارسال بهار داداشم بستری شد بیمارستان، شب اولی که نبود رفتم تو اتاق، جیغ می‌زدم و هرچیزی که زیر دستم بود رو پرت می‌کردم، بعد نشستم کف اتاق و زار زدم. چند روزی که اون بیمارستان بود هیچی نخوردم تا اون مرخص شه و بیاد خونه. زندگی رو متوقف کردم تا داداشم برگرده خونه. انگار همه غم‌های زندگی قبل از اون یه شوخی بود، و این درحالی بود که من می‌دونستم برادرم مرخص می‌شه و برمی‌گرده. رنج خانواده‌های جاویدنام‌ها حتی قابل تصور نیست. بمیرم براشون.

Repost from Her
ملیکا کیادربندسری خواهر جاوید نام امیرکیادربندسری هفت ماه پس از کشته شدن برادرش به دست جمهوری اسلامی در خواب دچار ایست قلبی شد و فوت کرد.

میخوام یه فولدر حقوقی بزارم
اونای که دوست دارن شرکت کن این پیام رو #فور بزن

5.30 6.30 6.45 7.45 8 9 9.15 10.15 10.30 11.30

بعد سالها دوباره دارم ویس های اقای شاهین فرهنگ رو گوش میدم .

Farshid-Amin-Nastaran-320.mp310.05 MB

Repost from N/a
photo content

خلاصه از امروز شده اینجوری برنامه میریزم: یک ساعت درس ، یک ساعت و نیم گریه !

الته همش فکر و خیاله ، ولی خب بهرحال وقتی کاری نمیتونی بکنی اینقدر اورثینک نکن زینب(:

امروز میخوام حداقل ۶ ساعت بخونم. تنبلی بسه واقعا . هنوز صد ص از جزا عمومی مونده به تنبلی افتادم🥲

یجوری درساتو بخون كه سر آزمون طلبكار برى سر جلسه نه با استرس🤌🏼

میدونین بچه ها اصلا بحث چص‌ناله نیس، من واقعا خیلی منطقی و از روی اصول ناراحتم.

تو تاریکی همونجور که مهدیه گفت آرایش کردم و از نتیجه واقعا راضیم‌.

30 minutes✅

ببری با مهدیه قهره چون نذاشته حاجی بادوم بخوره ((((: