uz
Feedback
پیچک🌀

پیچک🌀

Kanalga Telegram’da o‘tish

استفراغ ذهنی آنچه که تراوش ذهن من است..... منشأ هستم خوش اومدید گاهی می‌نویسم ،گاهی طراحی میکنم گاهی هم فقط به شما نگاه میکنم! https://t.me/tendril2 Traditional art https://t.me/SendHarfBot?start=4a84877f542f

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
469
Obunachilar
+6624 soatlar
+437 kun
+15930 kun
Postlar arxiv
sticker.webp0.05 KB

چالش🃏 این پیام +این پست را فور بزنید تا بنده از شما فور بزنم و به هنرتان نمره ای بدهم و بگویم jester چگونه به شما علاقه پیدا میکرد_🃏🖤❤️

_𝐉𝐞𝐬𝐭𝐞𝐫_❤️🖤🃏
+2
_𝐉𝐞𝐬𝐭𝐞𝐫_❤️🖤🃏

حیحیحی ممنونمم🎉

فولدر آرتیست ها🧺✨️ این پیام رو فوروارد کنید چنلتون تا برای آرتیست ها فولدر درست کنم🍵
جوین باشید؛-؛

فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید ๑
چنلای هنری ، جوین باشید.

sticker.webp0.14 KB

Repost from Beerhead.
این پیام رو فوروارد کنید یدونه از آرت هاتون رو مشخص کنید من بیام فور اشون کنم اینور، نیاز هم نیست جوین بدید، صرفا می‌خوام کار
این پیام رو فوروارد کنید یدونه از آرت هاتون رو مشخص کنید من بیام فور اشون کنم اینور، نیاز هم نیست جوین بدید، صرفا می‌خوام کار هاتون رو ببینم
فقط اینکه: +اگه میخواهید، چیزی نظری بدم راجب کارتون بگید، +توضیحی خودتون اگه از اوسی اتون داشتید یا از کارتون هم میتونید زیر مشخص کردن آرت اتون بزنید من اون هم فور میزنم +اگه خواستید این پست رو هم فور بزنید، نخواستید هم نزنید

Repost from Beerhead.
photo content

sticker.webp0.12 KB

حمایت ها و واکنش هاتون بهم انرژی میدههه به بید خسته انرژی بید کلی بوس بهتون💋

روایت های ما در ما گنجانده شده انگار بید و باد سخنانی دارند که ما باید آن را به اتمام برسانیم یا شاید این داستان برای آموختن عشق به بید و باد است تا به یاد آوریم

«شب نامه ی بید» «شب هشتم»
بید چشمانش را باز کرد باد نوازشش کرد و در دامان او آرام گرفته بود چقدر زمان کند می‌گذشت و هر ثانیه چقدر شیرین بود بید تمامی این ثانیه هارا به خاطر می‌سپرد و پر میشد پر از نور امید،و درد را از یاد می‌برد او باد را نوازش کرد و باد اورا بید به آسمان نگریست و از آسمان خواست مراقب باد باشد روی صورت باد خم شد و بوسیدش ،نوازشش کرد و گفت:«عزیزم مرا رها کن....مگر تو رها نبودی ....اسیر من نشو....برو...» باد آشفته حال بیشتر به بید چسبید و بی تاب دور او چرخید «رها کنم؟من پیش تو آزاده بودن را زیستم ،پیش تو هرگز اسیر نبوده ام،پیش تو من مکانی داشتم ..... تورا رها کنم که چه شود؟ اسیر تو میمانم بید.... حتی در خاطراتی در سرم است.....». بید اندوهگین نگاهش کرد خواست دستش را بگیرد و باد اورا پس زد حالا باد می‌گریست و بید می‌نگریست اشک چشمان باد را تر کرد و بید در پیش چشمانش تار شد باد اشک را پس زد اما بید مجنون کمرنگ تر میشد تا جایی که محو شد و.......(ادامه مطلب فردا شب برای خماری شما دوست عزیز)
«نوشته شده توسط بید» «موسس در ریشه های پیچک» «قرار ما شب خاطره ی باد» «فردا ساعت یازده و سی و نه دقیقه »

Repost from •Callmeynt•
🦢🪼یادتون نره قوانین فولدر چی بودن ໒꒰ྀི˶˃ᆺ˂˶ ꒱ྀིა
خوشگلا ما هیچ وقت اجبار نمیکنیم‌ که فولدر رو فوروارد کنید و و اگر نکنید فلان کار و بهمان کار رو میکنیم ولی لطفا فولدر رو فوارد کنید چون فوروارد کردن فولدره که باعث میشه جذب زیادی بگیرید (وقتی فوروارد میکنید باعث میشه افراد بیشتری فولدر رو ببینن و بخوان توی چنلتون جوین بشن)
کسایی که توی فولدر نیستن مارو بن کرده بودن نتونستیم بزاریمشون توی فولدر 🎐☁️

sticker.webp0.06 KB

این پیام + این پست فور کن هنرتو مشخص کن بزارم چنل

. ₚₒₛₜₑₗ . 𖦹⋆。𓏲࣪🫐。⋆𖦹
+1
.   ₚₒₛₜₑₗ   . 𖦹⋆。𓏲࣪🫐。⋆𖦹

Repost from Ak
این پیام رو فور کن تا چنلتو ببینم و یکی از پستای قشنگت رو فور کنم🩵
جوین باشی خوشحال میشم✨
بیا پیاماتو فور کن ویو بگیری🫵🏻

Repost from N/a
‹ چالـش🕯 این پیام رو فور بزنید چنلتون تا من با توجه به وایبی که ازتون می‌گیرم یک دعوتنامه از طرفِ آقایِ مگوریوم بنویسم تا شما رو به قلعه اش و دنیایِ جادویی خودم دعوت کنم.🧌›