uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

یادداشت‌های مه‌آلود

یادداشت‌های مه‌آلود

Kanalga Telegram’da o‘tish

آرشیوی از چیزهایی که از ذهنم گذشتند و ارزشِ ماندن پیدا کردند...

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
256
Obunachilar
-524 soatlar
-57 kun
+330 kun
Postlar arxiv
من آدمِ تکرارم؛ از آن‌هایی که اگر غذایی به دلشان بنشیند، بارها همان را سفارش می‌دهند، اگر نوشیدنی‌ای را دوست داشته باشند، هر بار سراغ همان می‌روند، اگر جایی به دلشان بنشیند، دلشان می‌خواهد دوباره به آنجا سفر کنند. در خرید لباس، باز هم همان رنگ‌هایی را انتخاب می‌کنم که دوستشان دارم؛ کتاب‌های محبوبم را چند بار می‌خوانم، شعرهای موردعلاقه‌ام را از بر می‌کنم و موسیقی‌هایی را گوش می‌دهم که حتی پس از صد بار شنیدن، هنوز برایم دلنشین و زیباست. می‌دانی چرا؟ چون من از دوست‌داشتنی‌هایم زود خسته نمی‌شوم. دلم نمی‌خواهد چیزی را که دوست دارم، فقط به‌خاطر تکراری شدن کنار بگذارم و دنبال چیزی تازه بگردم. برای من، ارزش بعضی چیزها به تازگی‌شان نیست؛ به حسی‌ست که در من زنده می‌کنند، حتی وقتی بارها تجربه‌شان کرده‌ام. من فکر می‌کنم دوست داشتن، همیشه به‌دنبال چیز تازه‌ای گشتن نیست؛ گاهی یعنی جهان پر از انتخاب باشد و تو هنوز هم، با تمام وجود، همان را بخواهی که دوستش داری.

زیبا و غم‌انگیز...

alireza.ghorbani-midani.to(320).mp314.07 MB

شعری، ترانه‌ای، آهنگی، هرچه خواهی، بفرست: https://t.me/HarfChatBot?start=295d0b65c266

ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه‌ی من، چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرتِ شانه‌ی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفر کرده با خانه‌ی من چه کردی؟ جهان من از گریه‌ات خیسِ باران تو با سَقف کاشانه‌ی من چه کردی؟ تو با قلب ویرانه‌ی من چه کردی ببین عشق دیوانه‌ی من چه کردی در ابریشم عادت آسوده بودم تو با بالِ پروانه‌ی من چه کردی ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه‌ی من، چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرتِ شانه‌ی من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفر کرده با خانه‌ی من چه کردی؟ جهان من از گریه‌ات خیسِ باران تو با سَقف کاشانه‌ی من چه کردی؟

من از آدم‌های غنی خوشم می‌آید؛ نه لزوماً آن‌هایی که حساب بانکی پُری دارند، بلکه آن‌هایی که شخصیتشان پُر است از شعور، معرفت و احترام. آدم‌هایی که سواد و دانش کافی دارند، اما دانسته‌هایشان را وسیله‌ای برای تحقیر دیگران نمی‌کنند؛ آن‌هایی که می‌دانند در هر جمعی چگونه رفتار کنند، کجا سخن بگویند و کجا سکوت کنند. من آدم‌هایی را دوست دارم که برای خودشان شخصیت و اصولی دارند؛ که با تغییر موقعیت و منفعت، رنگ عوض نمی‌کنند و ارزش آدم‌ها را با پول، لباس و جایگاهشان نمی‌سنجند. کسانی که آن‌قدر از درون غنی‌اند که برای دیده‌شدن، نیازی به کوچک‌کردن دیگران ندارند. برایم دوست‌داشتنی‌اند آدم‌هایی که می‌دانند هر چیزی ارزش به‌دست‌آوردن ندارد؛ که برای پول و ثروت، شرافتشان را معامله نمی‌کنند، به هر کاری تن نمی‌دهند و از هر مرزی عبور نمی‌کنند. آدم‌هایی که می‌فهمند بعضی چیزها، اگرچه قیمت ندارند، ارزشمندتر از تمام دارایی‌های جهان‌اند. من به این باور دارم که غنای واقعی آدم‌ها را نه از داشته‌هایشان، بلکه از منششان می‌شود شناخت؛ از احترامی که بی‌چشم‌داشت می‌گذارند، از انصافشان وقتی دست بالا را دارند و از رفتاری که با کسانی دارند که هیچ سودی برایشان ندارند. چه فایده‌ای دارد جیب آدم پُر باشد، اما دلش خالی از معرفت؟ چه ارزشی دارد هزاران داشته باشی، اما برای به‌دست‌آوردنشان، خودت را از دست داده باشی؟ من آدم‌های غنی را دوست دارم؛ آن‌هایی که هرچه بیشتر می‌دانند، فروتن‌تر می‌شوند و هرچه بیشتر دارند، انسان‌تر می‌مانند. آدم‌هایی که حضورشان چیزی به آرامش و فهم آدم اضافه می‌کند، نه اینکه با آنچه دارند، احساس حقارت به دیگران بدهند. آخر سر، به نظرم ثروت واقعی همین است: آن‌قدر داشته باشی که محتاج تحقیر کسی نباشی، آن‌قدر بدانی که خودت را برتر ندانی و آن‌قدر شخصیت داشته باشی که برای هیچ منفعتی، از انسانیتت دست نکشی.

گلچینی از بهترین چنل های تلگرام .❤️ ¹ ویترین فحوا ² کلکسیون فحوا

الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَری‌ فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَری‌ مِنْ فُطُورٍ (۳: ملک) ‏ترجمه: همان كسی كه هفت آسمان را بر روی يكديگر آفريد، در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضاد و عيبی نمی‌بينی، بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ شكاف و خللی مشاهده می‌كنی؟

عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی
#قیصر_امین‌_پور

امروز به خودم یادآوری کردم که لازم نیست همیشه بخندم تا ثابت کنم حالم خوب است؛ گاهی کافی است با خودم صادق باشم، غم‌هایم را بپذیرم و در کنارشان، زیبایی‌های زندگی را هم ببینم. قرار نیست هر روزمان پر از خنده و شادی باشد؛ کافی است در روزهای عادی هم، دلیل کوچکی برای شکرگزاری پیدا کنیم.

82d60ab7_e578_4588_b9a7_1dd49714b3e7NA_140_audio_only_medium.m4a5.62 KB

شاید تمام عشقم را در شعرهایم پنهان کنم؛ در آنچه می‌نویسم، در آنچه با خط خود به یادگار می‌گذارم و در شعرهایی که برایت می‌فرستم و تو به تحسینشان بسنده می‌کنی. نمی‌دانی پشت هر شعر، چه حرف‌های نگفته‌ای مانده و در پس هر بیت، چه احساسی پنهان است؛ حرف‌هایی که دلم می‌خواهد برایت در نامه‌ای بلند بنویسم، اما هر بار، کلماتم در ازدحام احساسم گم می‌شوند. شاید تمام آنچه را که نمی‌توانم به زبان بیاورم، بتوان در همین دو مصرع خلاصه کرد: همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
#سعدی

مال دنیا به گور خواهد رفت نامی از خویشتن به‌جا بگذار!
#عرفان_امیری

اینجا جوین شو فولدر بزنم جذب+۱۸۰بگیری.
تبلیغات از اینجا

Repost from N/a
از آن پس دیگر با غم نجنگیدم! کنارش نشستم، مثل دو مسافری که میدانند تا پایان راه هیچ یک از دیگری جدا نخواهد شد...

دوش می‌داد به‌ ما وعده‌ی دیدار به‌ خواب بختِ بیدار گمان داشت که خوابی دارم
#طالب_آملی

آه ای جهان ‌کوچک من چشم‌های تو دلتنگ چشم‌های توام جمعه‌ها غروب‌
#محمدامین‌_طاهری

خدا کند که نیفتد گره به کارِ وصالم مباد آن‌که بماند دلم اسیرِ خیالت
#آبی

غروب جمعه و این بغضِ آشنای قدیم دلم گرفته برایت، کجایی ای یارِ عزیز؟
#آبی