نَفَسالمهموم
Kanalga Telegram’da o‘tish
در خیالِخوابِوصل 🌙 . محلی برای انتقادتون: https://t.me/Hidenchatorgbotbot?!start346886
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
662
Obunachilar
-124 soatlar
-97 kun
+6530 kun
Postlar arxiv
تا صبح میخوابند و من تا صبح بیدارم
تازه به غیر از درد و دل من درد هم دارم
درمان بیندازی نگاهش هم نخواهم کرد
اما بجایش درد بفروشی ، خریدارم
آقای من
اشک مرا هر وقت میبینی ، تفضل کن
وقتی که گریه میکنم یعنی گرفتارم
حسینجان
امروز که پشت درم خب دستگیری کن
فردا که اعلامیه ترحیم دیوارم
گاهی یک کلمه،
نسیمیست از سمتِ خدا…
مینشیند روی دل
و آرام میکند همه چیز را..
اشتیاق و اضطراب
در سکوتِ عبورِ سایهات، چیزی افتاد از جهانم…
نمیدانم چه بود؛
فقط از آن شب، جهان
اندکی شبیهِ تو شد
همین دیشب
« ما راه میرفتیم ..
و زندگی نشستن بود .
ما میدویدیم
و زندگی راه رفتن بود.
ما میخوابیدیم
و زندگی دویدن بود .
انسان هیچگاه برای خود
مأمن خوبی نبوده است..»
حسین پناهی | زندگی
