uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

ᯓ 𝟻𝟶𝟻

ᯓ 𝟻𝟶𝟻

Kanalga Telegram’da o‘tish

: ̗̀➛ 𝐍𝐨𝐭 𝐬𝐡𝐲 𝐨𝐟 𝐚 𝐬𝐩𝐚𝐫𝐤 Unknown: @Ayanshoodieebot

Ko'proq ko'rsatish
Eron200 726Toif belgilanmagan
316
Obunachilar
+124 soatlar
+67 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
چون لاوز اکوز یه همچین سکانسی داره :)) کسایی که ناول رو خوندن میگن: درست زمانی که کلارا و نیو احساساتشون رو بهم اعتراف میکنن، نیو برای همیشه شنواییش رو از دست میده

یچیزی بگم اشکاتونو آماده کنین

کاش حرف نزنم

https://t.me/fiveofiveradio/1522 اینو تو چنلت قبل از همه ی این اتفاقا گذاشته بودی و واقعا هم همین شد:) اونایی ک اینو میگفتن واقعا تا یجایی پیشبینیشون قویه باید بهشون اعتماد کرد😂 چون اینو زمانی گذاشته بودی ک تو دو هفته چنتا کاپل جدا شده بودن منظورم اینه که خیلی ازش گذشته

Oh the power 🔥
+2
Oh the power 🔥

مردم خدا😭🌟
مردم خدا😭🌟

پور وسط دعوای انگلوت: من چکارم؟

یه لحظه فکر کردم‌منظورت پور‌ه از تیتی پور واقعا غمگین شدم که اینم پرابلمتیکه😭 به تایلندی ها اصلا اعتماد ندارم دیگه😂

🚨 ترد جنجالی درباره پوپور؛ دوستی یا سوءاستفاده از شهرت سلبریتی‌ها؟
یه حساب توی یه ثرد طولانی ادعا کرده که پوپور، بازیکن سابق و معروف بدمینتون تایلند، یه الگوی تکراری توی نزدیک شدن به خانمای مشهور، به‌خصوص بازیگرهای جی‌ال، داره و از شهرت و فندوم اون‌ها برای بیشتر دیده شدن خودش و تبلیغ کسب‌وکارش استفاده می‌کنه. 📌 پوپور معمولا با سلبریتی‌ها از طریق بدمینتون یا جمع‌های دوستانه آشنا می‌شه، توی شبکه‌های اجتماعی باهاشون تعامل زیادی داره و با جلب توجه فناشون بیشتر دیده می‌شه؛ اما بعد از مدتی این تعامل رو قطع می‌کنه و سراغ یکی دیگه میره. افرادی که توی این ثرد بهشون اشاره شده: 🔹 لیودرا (Lyodra): پوپور وقتی که لیودرا ۱۸ ساله بود باهاش آشنا شد و یه مدت تعامل زیادی باهاش داشت، اما بعدش یهویی کم‌رنگ شد. 🔹 بایفرن (Baifern): این دوتا توی دوران کرونا از طریق مدیرهاشون با هم آشنا شدن، بدمینتون بازی می‌کردن و عکس می‌گرفتن؛ اما بعد از یه مدت تعاملشون قطع شد. 🔹 اورم (Orm): با معروف شدن سریال لینگ اورم، پوپور تعاملش رو با اورم بیشتر کرد. این موضوع باعث حساسیت فندوم شد و اورم مجبور شد توضیح بده که اون‌ها فقط دوست هستن و با هم بدمینتون بازی می‌کنن. بعد از اون، تعاملشون کمتر شد. 🔹 انگفا (Engfa): پوپور با انگفا هم صمیمی شد و تعاملشون توی شبکه‌های اجتماعی باعث شکل گرفتن شایعات رابطشون شد. انگفا اولش رابطه‌شون رو در حد خواهر بزرگ‌تر و کوچک‌تر توصیف کرد، اما پوپور بعدا علنا از احساساتش گفت و تمایلش رو برای پیش بردن رابطه اعلام کرد. هم‌زمان، تبلیغ برند ماسک صورت و کسب‌وکار بدمینتون پوپور هم مورد توجه قرار گرفت.


یکی یه ثرد از کارهایی که پوپور کرده توییت کرده و نمیدونم چقدرش راسته یا نه ولی خب اگه راست باشه پوپور واقعا پرابلماتیکه

We're gonna see her on screen in less than a month??

لاوز اکوز امروز Q6 بود😭 یکم یواش میره جلو :((
+1
لاوز اکوز امروز Q6 بود😭
یکم یواش میره جلو :((

حالا که بهش نگاه میکنم واقعا وضعیت رابطه کاپلای جی‌ال جی‌ام‌ام خیلی بهتره مثلا هیچوقت اینطوری دراما نداشتن تنها کاپلی که دراما داشتن ویوجون بود حتی جون میونیچم خیلی در سکوت و با کمترین دراما جدا شدن اصلا دراماهای انگلوت و شلی پونداو رو می‌بینم مغزم سوت میکشه...

So this is actually the end?

بخش مربوط به کاپلی
انگفا: راستش، درباره‌ی جزئیات قرارداد نمی‌تونیم دقیقا بگیم چه زمانی تموم می‌شه، اما از قبل توافق شده که به‌زودی به پایان برسه. در مورد کارها، فعلا پروژه‌ی جدیدی قبول نمی‌کنیم و فقط باید کارهای باقی‌مونده رو به سرانجام برسونیم. توی اون بخشی که قراره همدیگه رو ببینیم، تمام تلاشم رو می‌کنم و با تمام وجودم حضور پیدا می‌کنم. اما در نهایت، چه در آینده دوباره فرصت دیدار همدیگه رو داشته باشیم، چه با هم کار کنیم یا نه و چه در موقعیت‌های دیگه کنار هم باشیم یا نباشیم، رابطه‌ی انگولت همیشه همون‌طور باقی می‌مونه. هنوز احساس روز اولی رو که سر صحنه کنار هم قرار گرفتیم، یادمه. احساساتی رو هم که نسبت به فندوم مشترکمون دارم، هنوز به خاطر دارم. اما همه‌چیز تابع گذر زمانه؛ زمانی که جدایی و تغییر شرایط رو هم با خودش میاره. ما فقط باید بپذیریم که این تغییرات در بخش کاری اتفاق می‌افتن. نگران نباشین که اتفاقات اخیر روی رابطه‌ی پارتنری‌مون تأثیر می‌ذاره یا نه؛ چون توافق‌ها و صحبت‌هامون قبل از اینکه این اتفاقات پیش بیان، انجام شده بودن. توافق درباره‌ی قبول کردن کارها و صحبت درباره‌ی مسائل مختلف کاری... از نظر من، صحبت کردن با تیم...


❓ سؤال: می‌خواستم بپرسم، می‌دونی اصلا این همه حاشیه از کجا شروع شد؟
انگفا : آره، می‌فهمم. می‌فهمم که همه ناراحت و دلخور شدن. اما احساس می‌کنم اون روز... اگه برای یه لحظه بقیه رو کنار بذارم، فکر می‌کنم واقعا کارم رو خیلی خوب انجام دادم و به‌اندازه‌ی کافی حرفه‌ای بودم. راستش، منم اون روز استرس داشتم، اما تا پایان مراسم لبخندم رو حفظ کردم و سرحال موندم. اتفاقی که افتاده، دیگه افتاده. در نهایت... من دیگه چه کاری از دستم برمیاد؟ تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که... به راهم ادامه بدم. خب، مردم می‌خواستن یه بیانیه منتشر بشه، یکی اقدامی کنه و توضیح بده که چه اتفاقی افتاده. چون این ماجرا یه‌دفعه پیش اومد و اون شخص تصمیم گرفت واکنش نشون بده و درباره‌ی تمام چیزهایی که توی ذهنش بود حرف بزنه. ما باید به تصمیمش احترام بذاریم، چون همه حق دارن حرف بزنن، موضعشون رو مشخص کنن و نظرشون رو بیان کنن. من نمی‌تونم جلوی هیچ‌کس رو بگیرم. چه مردم من رو دوست داشته باشن، چه ازم متنفر باشن، حتی همین روزها هم نمی‌تونم جلوی نفرتشون رو بگیرم. کاری از دستم برنمیاد. اما درباره‌ی اتفاقی که افتاد و تأثیری که روی من گذاشت، راستش برام مهم نیست. برام مهم نیست که... اممم... آدم‌ها بیرون از این ماجرا بیان و درباره‌م حرف‌های مختلف بزنن و هر چیزی بگن. منظورم آدم‌های بیرون از فندومه، نه خود طرفدارها. اما فکر می‌کنم چیزی که از نظر احساسی بیشتر از همه روی من تأثیر گذاشته... مربوط به همون آدم‌هاست. هنوز هم پای حرفی که اون روز توی کافه، وقتی از شدت ناراحتی زدم زیر گریه، زدم، هستم. فقط آدم‌هایی که دوستشون دارم برام مهمن. هوم... هیچ‌کس دیگه‌ای واقعا روی زندگی من تأثیری نداره. جدی می‌گم، اصلاً ندارن. آدم‌هایی که برام اهمیت دارن، همون‌هایی هستن که من بهشون اهمیت می‌دم... اگه شما از من ناامید شدین، منم ناامید می‌شم. احساساتمون مثل آینه بازتاب همدیگه‌ان. همین و بس. خب، دیگه چی می‌خواین بپرسین؟ بپرسین، گوش میدم.