246
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kun
-1130 kun
Postlar arxiv
ببخشید شما دانشجوی تهرانی؟
کنکور هنر دادی که تونستی بری به این رشته؟
از رشتت راضی؟
Repost from N/a
فکر میکنم برای من یه پیام داشت
مهم نیست ده سال بعد کجاییم، مهم نیست چه تصمیم کوچیک یا بزرگی میگیریم که میتونه چه تاثیر کوچیک یا بزرگی روی زندگیمون بذاره،
مهم اینه که الان زنده ام، و دوستتون دارم💜
Repost from N/a
از اون شبها بود که تمام لحظاتش رو دوست داشتم ثبت کنم.
خنده هامون، گریه هامون، فکر و خیالامون و پیدا کردن وجه تشابه بین خودمون و شخصیت های فیلم.
وقتی برای هر لحظه و هر ثانیه، یه خاطره داشتیم که عه عه اینجا مثل فلانی بود وقتی میخواست درس بخونه، یا فلانی! اینجا مثل ماست وقتی میخواستیم مامانت رو راضی کنیم، یا وقتی یکی از دخترا با خنده میگفت که میترسم این آینده ام باشه که پریسا با قرصهام توی دستش دنبالمه، و اون وسط گریه هایی که دقیقا مشخص نبود از ترسه یا دلسوزی یا غم، و البته خنده هایی که با صدای خروپف هم اتاقیمون هارمونی خاصی ایجاد کرده بود... و و و ... .
یه شب کاملا اتفاقی
اما تا ابد به یاد موندنی:)
