244
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-117 kun
-2030 kun
Postlar arxiv
اینا پایین بودن می گفتن ۵،۴...۱
من :صبررر کنید یه بار دیگه ایندفعه می پرم
اقا ۳رو نگفته بودن
که همینطوری خوابیده بودم گفتم من خودمو سپردم به طبیعت منو با خودش ببره🤣🤣
من:عمو توروخدااا ولم نکن
چند وقت پیش توی عمق زیاد استخر داشتم غرق میشدمممم😂😭همین صحنه ها میومد جلو چشمم
هانی تو میتونی شنا کنی؟
به این فک می کنم که ببین هانیه دنیا خیلی بزرگتر وفراتر از افکار محدود توهه که تورو میترسونه ،تو شاید حتی نیم درصداین زندگی رو ندونی پس سعی کن الان زندگی کنی واشتباه کنی وچیزای بیشتری یاد بگیری وفراموش نکن که تنها نیستی همه این احساسات تورو دارن تجربه می کنن..
اون تنگه که رفتیم اونجایی که مجبور شدیم بپریم عمق ابش ۱۰متر بود ،فقط به خودم دلداری میدادم که هانیه زیر پات هیچی نیست هیچ موجودی وجود نداره برو بقیه هم کنارتن😭🤣🤣
شاید باورتون نشه همیشه یکی از تصورات ترسناکم این بود که نکنه توی اب یا دریا یه پری دریایی پاهامو بکشه...
