uz
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Kanalga Telegram’da o‘tish

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
288
Obunachilar
+3124 soatlar
+127 kun
+3230 kun
Postlar arxiv
......!

تو بیخود می‌کنی یک لحظه از جانم جدا باشی تو مجبوری به این دیوانه باید مبتلا باشی تو باید خانه‌ات محدوده‌ی آغوش من باشد حرام دیگران هستی به من باید روا باشی مرا قانع نخواهد کرد حتی کُل آغوشت تو باید بپوشی با تنم در تنگنا باشی

تو بیخود می‌کنی یک لحظه از جانم جدا باشی تو مجبوری به این دیوانه باید مبتلا باشی تو باید خانه‌ات محدوده‌ی آغوش من باشد حرام دیگران هستی به من باید روا باشی مرا قانع نخواهد کرد حتی کُل آغوشت تو باید بپوش

اصلا حوصله‌ی آدم‌ها را ندارم!
اصلا حوصله‌ی آدم‌ها را ندارم!

و اما نیمه شبی من خواهم رفت از دنیایی که مال من نیست از زمینی که مرا بیهوده بِدان بسته‌‌اند.

‏بله، ما غمگینیم یا من غمگینم، می‌دانم، ولی همین است که هست. شاید نسل بعد بتوانند از چیزهای شاد هم بگویند.

ای وطن! سالی میگذرد و سالی دیگر می‌آید و همه‌چیز در تو تاریک تر می‌شود.

امروز آخرین روز تابستان بود؛ و این قافله عمر عجیب درگذر است… 1405_

به آنان که ما را رها نمودند در خاک خالی، بی‌آب و بی‌گیاه، بی‌هیچ اشک و آه بگویید: ما ریشه در خویش داشتیم و سبز گشتیم و سبز شد بهار. محمود درویش

نصف اشتباهات‌مان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس می‌کنیم و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می‌کنیم.

بعضی آدم‌ها مثل کتاب‌های قطورند، اما محتوایشان جز چند صفحه تکراری نیست...

انسان اندوهش را فراموش نمی‌کند، بلکه خود را وادار می‌کند آن را تاب بیاورد...

رو به سوی آن بخش از وجودم کردم که هیچکس را دوست نداشت؛ و در همان‌جا پناه گرفتم. آلبر کامو

در چشم هایش نگاه کردم و گفتم: تو هدیه‌ای از جانب خدا هستی برای تمام زخم های دنیای من ولی ، ولی بماند…

photo content

وااایییی زیبایی اگر عکس بود!🤌🏻
وااایییی زیبایی اگر عکس بود!🤌🏻