uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

ناتموم؛

ناتموم؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
243
Obunachilar
+124 soatlar
-17 kun
-430 kun
Postlar arxiv
متوجه شدم که متفاوت فکر کردن، جرات میخواد.

با یک حساب سرانگشتی، نصف زندگیم رو منتظر لود شدن، آپلود شدن یا دانلود شدن یه چیزی‌ام.

آرزو میکنم همیشه آدمایی تو زندگیتون داشته باشید که حواسشون به خوشحال کردن شما باشه.

نظریه نامحبوب: یکی از دلایلی که طرفدار پاییز نیستم اینه که بارون و آسمون تیره و سرما نماد غمه، خب انسان غم داره خودش. دیگه غم رو غم چرا؟

هدف این زندگی این نیست که همه ازت خوششون بیاد. آدم های درست، تو رو همونجوری که هستی دوست خواهند داشت.

«یکی از نشونه‌های انسان اصیل اینه که وقتی نقطه ضعفی از تو می‌دونه، هیچوقت علیه‌ت ازش استفاده نمی‌کنه. حتی موقع دعوا.»

ما گناه را نمی‌بینیم مگر آنکه زنی مرتکب آن شود…

با آدم‌هایی که عاشق آسمون و ابراش نیستن، عاشق درختا و بوی خاک نیستن، عاشق نگاه کردن به ماه و ستاره‌ها نیستن، عاشق صدای پرنده‌ها و آبی دریا نیستن، متاسفانه هیچ وجه اشتراکی ندارم و میل به ارتباطم نیست.

نیازمند تراپی با رفتن به رشت‌ام.

به عنوان بچه اول خانواده، همیشه توی هر موضوعی سعی کردم به خانواده کمک کنم. از خرید یه کالا بگیر تا حل مشکلات چرتی که واسشون پیش میاد. فارغ از اینکه دوست ندارم دیگه همراهیشون کنم، حس میکنم اگر یه روز نباشم عین بچه ۵ ساله تصمیم‌های اشتباه زیادی میگیرن و‌ حتی اینم بهم استرس میده ‌‌نگرانم میکنه.

نگهداری و مراقبت بلد نبودی عزیزم، حیفم کردی.

اگر یه نفر بهم بگه ‘چقدر بوی خوبی میدی’ هزاربرابر واسم تعریف قشنگ‌تری هست نسبت به ‘ چقدر خوشگلی’.

کلکسیون ماسک مو و ادکلن>>>>

قبلاً عاشق لوسیون بدن بودم، الان عاشق ماسک مو شدم. نمیدونم چرا به این محصول عزیز و خوشبو توجه نداشتم قبلاً.

بیاید اینجا باهم زبان بخونیم. بلکه یکم اوضاع زندگی رو واسه خودمون بهتر کنیم. یالا بجنب.

مثلاً یکی میگفت: آماده‌ باش آخر هفته بریم کلاردشت.
مثلاً یکی میگفت: آماده‌ باش آخر هفته بریم کلاردشت.

یه جایی دیدم نوشته بود: یه روزی میخوام ثروتمند باشم! “ثروتمند از خاطرات” این دقیقاً چیزیه که من از زندگی میخوام.

از بس ملت دارن زیاد اسم عوض میکنن، دیگه نمیدونیم کیو چی صدا بزنیم.

شما حتی اون چیزایی که خوشحالم میکنه رو هم ازم گرفتید.

Repost from •نقاب•
نمی‌دونم زندگی قراره چجوری پیش بره. نمی‌دونم من چقدر توش نقش دارم. نمی‌دونم چقدر توان دارم. می‌دونم که نباید انقدر به آینده فکر کنم. ولی واقعا ازش می‌ترسم. متوجه‌اید؟