•غزلِحافظ🤍•
Kanalga Telegram’da o‘tish
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
269
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-187 kun
-1830 kun
Postlar arxiv
269
داشتم ورقه های دفترشو یک یکی رد میکردم تا چشمم خورد به یکی از صفحه هاش نوشته بود:
•غیر ممکنه زیر این سقف آبی مکانی برای ما دوتا نباشه،اگرم نبود بیا دوتایی با هم یه سقف آبی درست کنیم و بعد من با خیالی راحت سرمو میزارم رو شونه هات و تو میتونی بهم بگی چقدر منتظر همین لحظه بودی.•ـgh
269
یک عمر رو صندلی مدرسه کج نشستم ..
موس کامپیوتر رو گذاشتم سمت چپ..
در یخچال رو با دست راست باز کردم که یه وقت اگر با دست چپم باز کنم نخوره تو صورتم..
قیچی رو با دست راست گرفتم که ببره..
یه عمر رو صندلی دست راست ها امتحان دادم..
یه عمر لیوان رو چرخوندم که گوشه ی لیوان سمت دستم بیوفته ..
یک عمر وقتی میخواستم بنویسیم کتاب رو کج میزاشتم که خطم بد نشه..
و همیشه این تو ذهنم میمونه که وقتی میگفتم چپ دستم سوال رو دوباره با تعجب میپرسیدن که مطمئن بشن!.
روز چپ دست مبارک.🦋
269
تروخدا یه فرد لپو به من بدید من از زندگی با آدما دست میکشم،میبرمش تو یه کلبه تو جنگل تا آخر عمرم ازش مراقبت میکنم 🐢
269
تموم آدما رو هم بگردی،آخرش برمیگردی به اونجایی که دوست داشته شدی!.
شاید هم برنگردی ولی ته قلبت میدونی که اونجا خونه ی تو بود!
