𝘈𝘯𝘦𝘮𝘰𝘪𝘢
Kanalga Telegram’da o‘tish
تو فقد دریاشو اوژنی و بعد بشین و تماشا کن چجوری غرقت میشم. شنواهستم زیبا✨ https://t.me/HarfChatBot?start=3dd65e6922ed
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
391
Obunachilar
-224 soatlar
+57 kun
+2530 kun
Postlar arxiv
391
Repost from N/a
|★⋆˚。⋆୨୧˚I'm a girl who finds comfort in darkness and silence, yet carries big dreams in her mind. Sometimes I may seem cold and unreachable, but behind that exterior lies a world full of emotions and thoughts. I have my own world of art and music, and I don't want to live an ordinary life. I want to reach a point where I can look back at my past and feel proud of the person I've become. In short, I have a cold exterior, a restless mind, a sensitive heart, and dreams bigger than the ones I ever put into words.🪐☆˚。°⋆⭒
391
اگر تناسخ حقیقت داشته باشد، من تو را به زندگی دیگری میسپارم؛ به قرنی دور، به شهری ناآشنا، به تقدیری که شاید اینبار با عشقِ ما سرِ ستیز نداشته باشد. چه دشوار است رها کردنِ کسی که حتی در غیابش، تمامِ جهان به او ختم میشود. من از تو دست میکشم، اما از اندوهِ نداشتنت نه؛ گویی روحِ من، پیش از آنکه تو را بشناسد، سالها داغِ فقدانت را به دوش کشیده بود. کاش حافظهی روح، از مرگِ خاطرهها جان سالم به در ببرد. کاش در تولدی دیگر، میانِ ازدحامِ غریبهها، ناگهان نگاهت به نگاهم گره بخورد و هر دو، بیآنکه بدانیم چرا، اندوهِ آشناییِ دیرینهای را احساس کنیم. من تو را برای این زندگی نمیخواهم؛ دیگر نه. تنها آرزو میکنم جایی در امتدادِ ابدیت، جهانی باشد که در آن، دوست داشتنت به معنای از دست دادنت نباشد. و اگر باز هم سهمِ ما از یکدیگر تنها یک دیدارِ کوتاه بود، کاش اینبار دستکم فرصت کنم به تو بگویم که روحم، چندین زندگی برای رسیدن به تو دلتنگ بوده است.
391
وای کاش بری و طی یک عملیات انتحاری موعاتو دوباره ابی کنی و کون بندری رو بسوزونی و منو شاد کنی
