آوای محبوب
Kanalga Telegram’da o‘tish
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
278
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+1730 kun
Postlar arxiv
277
خب حالا چون واسه شروع کار جدیدم ذوق کردید و انرژی دادید میخواین کار قبلی رو اینجا بفرستم ببینید؟
اگه این پست 10 تا لایک بخوره میفرستم
گرو گشی می کنم😁
👍
277
بعضی حرف ها را
نه میشود گفت،
نه میشود نوشت؛
تنها میشود آن را
در تنِ نحیفِ سه تار ریخت
تا بغضت را زخمه هق هق کند.
یا که در گلوی قلم B6 چپاند؛
تا تیره بنالد و مویه کند؛
در طرحِ زنی با گیسهای سیاه
که حالا
به سپیدی میزند...
#محبوبه_یوسفی
277
بعضی حرف ها را
نه میشود گفت،
نه میشود نوشت؛
تنها میشود آن را
در تن نحیف سه تار ریخت
تا بغضت را زخمه هق هق کند.
یا که در گلوی قلم B6 چپاند؛
تا تیره بنالد و مویه کند؛
در طرح زنی با گیسهای سیاه
که حالا
به سپیدی میزند...
#محبوبه_یوسفی
277
دستهایم
بوی رفتنت را گرفتهاند،
مثل شاخهای که پرندهاش
همین چند لحظه پیش پریده باشد
هنوز هم میلرزم..
#نگار_حسینی
277
گفتم که در غم شعرهایم بهتر از اینهاست
غمگین که می خوانم صدایم بهتر از اینهاست
دیگر برای چای دم کردن دلم خوش نیست
اما بدان من عطر چایم بهتر از اینهاست
با یک شروع تلخ خواندی داستانم را
رفتی ولی من انتهایم بهتر از اینهاست
دریای شرجی میشوم دم میکنم از غم
پاییزها اما هوایم بهتر از اینهاست
حالا که لنگم میدوانی عشق را با من؟
مادینهی بیادعایم بهتر از اینهاست
در برف دارم میدوم شلیک کن صیاد
خونین که باشم ردپایم بهتر از اینهاست
به قلم #فاطمه_صادقی
صدا #محبوبه_یوسفی
277
این منم خون جگر از بد دوران خورده
مرد رندی که رکب های فراوان خورده
غم ویرانی خود را به چه تشبیه کنم ؟
فرض کن کوه شنی طعنه طوفان خورده
عشق را با چه بسازد به کدامین ترفند؟
شاعری که همه عمر ، غم نان خورده؟
چه به روز غزل آمد که همه منزوی اند
قرعه بر معرکه ی معرکه گیران خورده
دشتمان گرگ اگر داشت نمی نالیدم
نیمی از گله مارا سگ چوپان خورده
جرم من فاش مگوهاست و حکمم سنگین
چه کند شاهد سوگند به قرآن خورده؟
شعر هم عقل ندارد که دراین شهر شعور
گذرش برمن دیوانه دوران خورده...!
به قلم #مجتبی_سپید
صدا #محبوبه_یوسفی
277
دقت کردین بعضی از کتابهاروکه قبلا خوندین و گذاشتینش کنار
بعدا که برای بار دوم میارید می خوندیش یه نگاه جدید و یسری برداشتهای جدید از مطالبش دارید؟
چهار اثر از فلورانس دقیقا ازون کتاباس
277
-بعضی فکرا اومدن فقط چاییشونو بخورن و برن؛
تو چرا واسه نهار و شام نگشهون میداری؟!
#والا
277
همینقدر قشنگ قند تو دلش آب کنید:
نگاهت خندهای پاشید روی دشت گندمزار
از آن پس دانههای تلخ گندم نان قندی شد
#علی_سمرقندی
#دست_به_نقد
277
از سرو تو انگار ثمر خورده جلیل
گویا رطب تازه و تر خورده جلیل
گفتند جلیل گفته لبهای تو را...
لبخند زد و گفت شکر خورده جلیل
#جلیل_صفربیگی #واران
صدا #محبوبه_یوسفی
277
از سرو تو انگار ثمر خورده جلیل
گویا رطب تازه و تر خورده جلیل
گفتند جلیل گفته لبهای تو را...
لبخند زد و گفت شکر خورده جلیل
#جلیل_صفربیگی #واران
صدا #محبوبه_یوسفی
277
خدای خوبم!
ای روشنای دیده و دلهای بیشمار
ای جان آفتاب!
بار دگر زِ روزنِ دلخستگان بتاب...
#سیاوش_کسرایی
277
صبح ؛
خورشيد آمد؛
دفترِ مشقِ شبم را خط زد؛
میروم دفترِ پاکنويسی بخرم
زندگی را بايد؛ از سرِ سطر نوشت
277
شب!
ای آشنا با اشکها!
ای شاهدِ خاموش!
ای گهواره ی تَن های بی آغوش!
تو میدانی که من
بسیار ها مُردم...
تو میدانی که من بسیار ها مُردم...💔
#محبوبه_یوسفی
277
#کوردی
ئهیمشهو حالکهم فره ویرانه
ترجمه :
داغم به دلم مثل درخت بید خرامان است
تو بیا درد من باش نه درمانم
دراین سده(زمانه) چه آب و زندگیای باقی مانده؟
بر قلبهای ما صدها غم نشسته
امشب حال من بسیار ویران است
دوستم (یار قدیمی ام) با من غریبه شده
امشب حال من بسیار ویران است
خومم هم نمیدانم چه حالی دارم
امشب بیزارم از زندگی خودم
آه که چقدر برایم صبوری لازم است
ای رفیق! تو خودت قبرم را بپوشان
به روزگارم بگذار روشنایی بتابد
امشب حال من بسیار ویران است
خودم هم نمیدانم چه حالی دارم
