uz
Feedback
“رُزِ وَحشی”

“رُزِ وَحشی”

Kanalga Telegram’da o‘tish

اگه خواستی حرف بزنیم https://t.me/paym_nashenasBot?start=hUGHyC3MifnJbau

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
233
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+130 kun
Postlar arxiv
سهم مامان منم شد پیک آخر ، همیشه به سلامتیش باشه به یادش باشه آنی پاک نشدنیه از این زندگی …

sticker.webp0.00 KB

مَن خواسته یِ زیادی نَدارم بَرام گُل بِخر و کَمتر از گُل بِهم نَگو 🤷🏻‍♀️
+1
مَن خواسته یِ زیادی نَدارم بَرام گُل بِخر و کَمتر از گُل بِهم نَگو 🤷🏻‍♀️

sticker.webp0.00 KB

‏بنظر من مادر همون خداست، فقط قابل لمس‌تر.

sticker.webp0.00 KB

دورتر از خودم، به تماشای خودم ایستاده‌ام. چه بی‌رحمانه خسته‌ام و چه به ناچار قوی.

sticker.webp0.00 KB

هیچکس نمیداند در دل دیگری چه میگذرد، شاید لبخندی که میبینی آخرین تلاش برای فرو نریختن باشد.
+1
هیچکس نمیداند در دل دیگری چه میگذرد، شاید لبخندی که میبینی آخرین تلاش برای فرو نریختن باشد.

sticker.webp0.00 KB

قشنگ‌ترین توصیفی که تا حالا از خودم شنیدم یه جمله یا یه تعریف طولانی نبود… فقط یه روز، یکی بی‌هوا صدام کرد: «نازناز» و هنوز هم فکر می‌کنم هیچ کلمه‌ای بیشتر از این به من نمیاد

sticker.webp0.00 KB

‏فکر میکنم بزرگ شدن همین باشه که دیگه نمیخوای آدمارو به هر قیمتی نگه‌ داری.

sticker.webp0.00 KB

فاصله ی این دوتا عکس از دی ۱۴۰۳ تا تیر ۱۴۰۵ قد موهام بعد یک سال چند ماه همون قدری شد که روزی که کوتاه کردمشون بودن فکر کنم ۲۵
+1
فاصله ی این دوتا عکس از دی ۱۴۰۳ تا تیر ۱۴۰۵
قد موهام بعد یک سال چند ماه همون قدری شد که روزی که کوتاه کردمشون بودن فکر کنم ۲۵ فروردین ۱۴۰۴ بود که کوتاه کردم من عاشق موهام بودم و انگار خواستم خودمو شرایط زندگیمو همه چیزم تنبیه کنم با کوتاه کردن موهام ، با خودم لج کردم انگار گفتم حالا که این شکلیه منم نمیخوام دیگه قشنگ باشین هنوز همه ی اون صحنه هارو یادمه مثل روز اول… هنوز یادمه که چقدر اذیت میشدم از نگاه کردن به خودم تو آینه الان دوباره بلند شده ، همون قدر شده ولی منه الان ، شبیه اون آدم نیست و چقدر عجیب و سخت گذشت ولی در نهایت خوشحالم که گذشت … چون خیلی سخت بود اون تایم ، خیلی سخت !

sticker.webp0.00 KB

از آدمایی که میتونم رندوم راجب همه چیز باهاشون حرف بزنم خوشم میاد مثل “رومینا “

sticker.webp0.00 KB

مولانا: آدمی چگونه آرام می‌شود؟ شمس: وقتی دیگر از رفتن و نداشتنِ آدم‌ها نمی‌ترسد...

sticker.webp0.00 KB