uz
Feedback
نَطنز

نَطنز

Kanalga Telegram’da o‘tish

هرچی سلیقمون باشه توشه.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
240
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+330 kun
Postlar arxiv

مناسب ظهر جمعه حوالی ۱۲ تا ۱۴ حین درست کردن ناهار❤️ @natanzion

لعنت به سیگار

یواش یواش دارید سالم زندگی می‌کنیدا تو خیابون از پنج شیش نفر فندک ‌خواستم هیچ‌‌کدوم نداشتن.

صورتم را در دست‌هایم گذاشتم و به این فکر کردم که نباید بیش از حد دست و پا بزنم. دانستم که خیلی چیزها به اختیارِ آدم نیست، زندگی خواب‌های گذشته است که تعبیر می‌شود. زندگی تاب خوردنِ خیال در روزهایی است که هرگز عمرمان به آن نمی‌رسد. زندگی آغازِ ماجراست! -عباس معروفی

photo content
+1

در هر شبی افکاری هست، طولانی‌تر از خود شب.

Ey Sareban (Live).m4a4.49 MB

چرا دیگه کسی اسم بچشو حسن نمیزاره عجیبه

وقتشه یه هل بدین بشیم سیصدتا

خوش وایب ترین آهنگیه که تا الان خونده شده🤌

‏ددجوک فقط فریدون تو شاهنامه که یک‌ روز رندوم خودش رو تبدیل به اژدها می‌کنه و میره پسراش رو می‌ترسونه. بعد بر اساس ری‌اکشن‌ پسرا به اژدها روشون اسم می‌ذاره. :))

وارد ۳ دسامبر شدیم، sweater‌ات رو بده. @natanzion

داستان 3 دسامبر و سوئیشرت چیه ؟!
«داستان از آهنگ Heather میاد» کن توی نوجوانی عاشق یه پسری بود که خودش دل‌بستهٔ دختری به اسم هدر بود. با اینکه بینشون فقط دوستی بود، ولی ۳ دسامبر وقتی با هم بیرون بودن، هوا سرد شد و پسر سوئیشرتش رو به کن داد و گفت: “این سوئیشرت به تو بیشتر از خودم میاد.” همین لحظه برای کن پر از حس‌های گفته‌نشده بود. چند سال بعد، کن توی آهنگش گفت: “هنوزم سوم دسامبر یادمه… کاش می‌دونستی چقدر دوستت داشتم.” و اعتراف کرد که کاش می‌تونست مثل «هدر» باشه؛ همون دختری که پسر عاشقش بود. از اون موقع، ۳ دسامبر شد نماد یه عشق بی‌صدا… روزی که مردم سوئیشرتشون رو به کسی میدن که مخفیانه دوستش دارن. 

چه پاییزِ نانایی داری دانشگاهِ عزیزم❤️

1|8 - I'm Still Fine - The Red Clay Strays (320).mp39.26 MB

نسخه تمرینی داریوش؛ پنجاه سال پیش.

تو مغزم دقیقا همینقدر تب باز شده دارم.
تو مغزم دقیقا همینقدر تب باز شده دارم.

@RapRelease - Gharibe - Hiphopologist.mp38.74 MB