خاکستر.
Kanalga Telegram’da o‘tish
خودمونی به صرفِ چای و کتاب و عکس و زندگی! صندوقِ پستی: @burnt_ashbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
231
Obunachilar
-224 soatlar
+27 kun
-730 kun
Postlar arxiv
232
"در وصفِ فرزندان ایران؟
_ مستان همه افتاده و ساقی نمانده، یک گل برای باغبان باقی نمانده.._"
232
به شانهام زدی
که تنهایی را تکانده باشی.
به چه دل خوش کردهای؟
تکاندنِ برف؛ از شانههای آدم برفی؟
232
یکی از دوستان یه مقاله نوشته بود فرستاده بود مجله آلمانی دویستبار جوابی که سردبیر مجله براش فرستاده بود رو خوندم و هرسری اینجوری بودم که به کدوم تیکهی پارهی طناب باید خودمونو گره بزنیم تا فقط برای یبار حس کنیم میارزه!؛ این تلاش، این سگدو زدن و این زندگی.
ایمیل: * از ارسال مقاله خود با عنوان «عفونتهای بیمارستانی» به مجله Deutsches Ärzteblatt International سپاسگزاریم. پس از بررسیهای اداری لازم، متأسفانه به اطلاع میرسانیم که به دلیل تحریمهای بینالمللی جاری و الزامات الزامی انطباق نهادی، در حال حاضر امکان پردازش یا ارزیابی مقالات ارسالی از سوی پژوهشگرانی که وابسته به مؤسسات مستقر در ایران هستند — از جمله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل — برای ما وجود ندارد. تأکید میشود که این تصمیم صرفاً مبتنی بر محدودیتهای قانونی و اداری بوده و به هیچوجه منعکسکننده کیفیت علمی، اصالت یا ارزش پژوهشی مقاله شما نیست. بر این اساس، مقاله شما در حال حاضر امکان ورود به فرآیند داوری یا انتشار در مجله Deutsches Ärzteblatt International را ندارد. بدیهی است که میتوانید مقاله خود را به مجله دیگری ارسال نمایید. از علاقه شما به مجله Deutsches Ärzteblatt International صمیمانه قدردانی میکنیم و برای شما در ادامه مسیر پژوهشیتان آرزوی موفقیت داریم. با احترام، دفتر تحریریه به نمایندگی از سردبیر ارشد Deutsches Ärzteblatt Internationa انجمن پزشکی آلمان
232
این کتاب هم اینجا بسته شد.تولستوی عزیز فرمود؛ من هیچگونه مکتبی از خود نداشته و ندارم. فقط یک مکتب وجود دارد، و آن «مکتبِ راه حقیقت» است که ابدی، همگانی و جهانی است. منم باید عرض کنم که همیشه قدرتهایی که بر انکارِ حقیقت استوار هستند، زندگی را انکار ميکنند! اما برف، مدت کوتاهی میتواند زندگی را منجمد کند و به زودی خود را میبلعد!
232
Repost from راٰن
جدا خستهم. واقعا خستم از حرف زدن باهاتون. از تحمل کردنتون. از اینکه باید باهاتون رو در رو بشم وقتی انقدر احمقید. چشماتون رو بستید. گوشیتون کره و صرفا یه سری خزعبلات تکراری رو فریاد میزنید. هیچ بویی از انسانیت نبردید. هنوز از وحشیگری و حیوانیت دفاع میکنید.
واقعا ازتون خستهم.
232
Repost from چای دارچین؛🧣
از آدمها، سیاست و ظلم خستهام.
دستمو بگیر ببرم یجای دور. هیچکس نباشه
فقط من، تو و فلاسکِ چای.
232
مرد باشید، جربزه داشته باشید، جوری باشید که رو اسمتون قسم بخورن، رو قولتون حساب کنن.
از این آدما باشید.
حیفه واقعاً جامعه خالی از اینجور افرادی باشه!.
232
همهی سازامون هم که بشکنی با سرود خندهمون چه میکنی؟ راه آرزومونو بستی ولی با پرِ پرندهمون چه میکنی؟
