sea🌊(چک نمیکنید لف بدید🙏)
Kanalga Telegram’da o‘tish
72 green`🌿 t.me/HidenChat_Bot?start=7288695442
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
218
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-197 kun
+130 kun
Postlar arxiv
وقتی از بودن کنار کسی خوشم نمیاد، اول سعی میکنم بفهمم مشکل از کجاست. از تفاوت دیدگاهها، رفتارها یا صرفاً ناسازگاری انرژیها. من آدمها رو پروژهی اصلاحی خودم نمیبینم، هر کسی نتیجهی تجربهها انتخابهای خودشه. اگر حضور یک نفر برای من سازنده نباشه، فاصلهی سالم میگیرم. نه از روی نفرت، بلکه برای حفظ آرامش ذهنی و انرژی محدودم. اما اگر اون شخص انسان مهمی باشد و نتونم بهطور کامل حذفش کنم، سعی میکنم تا جای ممکن فاصلهی منطقی ایجاد کنم، مرزهای مشخصی تعیین کنم و کنترل کیفیت و میزان ارتباط رو خودم در دست بگیرم. به نظرم وقتی کنترل چیزی تا حد ممکن با تو باشه، احتمال اینکه اون شرایط مطابق نیازها و آرامش تو پیش بره بیشتر هست. لازم نیست همیشه جنگید یا فرار کرد؛ گاهی فقط باید جایگاه هر چیزی رو در زندگی خودت مشخص کنی.
در نهایت ترجیح میدم ارتباطهای کمتر اما عمیقتر داشته باشم؛ چون برای من کیفیت یک رابطه مهمتر از تعداد آدمهایی هست که اطرافم هستند.
Oppenheimer (2023)
The Dark Knight (2008)
Inception (2010)
Peaky Blinders (2013–2022)
Batman Begins (2005)
28 Days Later (2002)
Dunkirk (2017)
The Wind That Shakes the Barley (2006)
Sunshine (2007)
A Quiet Place Part II (2021)
Small Things Like These (2024)
Anthropoid (2016)
Breakfast on Pluto (2005)
Girl with a Pearl Earring (2003)
Cold Mountain (2003)
Red Eye (2005)
In Time (2011)
Intermission (2003)
Broken (2012)
Free Fire (2016)
The Party (2017)
Watching the Detectives (2007)
Perrier's Bounty (2009)
Retreat (2011)
The Edge of Love (2008)
The Delinquent Season (2018)
Aloft (2014)
Disco Pigs (2001)
On the Edge (2001)
The Trench (1999)
Steve (2025)
28 Years Later (2025)
این فقط بیست تا از کار های ایشونن و برخیشون از نظر من و برخی از نظر منتقدا کار های خوب و برخی عالی ای هستن
در پاسخ این پیام نوشت:
:))))
خب شما چندتا نام ببرید از بهترین فیلمهای ایشون.
احتمالاً داشتم به این فکر میکردم که ما چقدر از ساختار واقعی جهان اطرافمون برداشت ناقصی داریم. و اتفاقا همون موقع راجبش نوشتم. که در ادامه براتون گذاشتم
یک درخت را معمولاً بهعنوان یک موجود مستقل میبینیم. چیزی که از خاک تغذیه میکند، رشد میکند و رقابت میکند. اما وقتی سیستم قارچهای همزیست زیر خاک را بررسی میکنیم، این فرض ساده فرو میریزد. زیر سطح زمین، شبکهای از رشتههای قارچی وجود دارد که ریشه گیاهان را به هم متصل میکند و امکان انتقال مواد شیمیایی و اطلاعات زیستی را فراهم میکند.
چیزی که برای من جالب است خود قارچ نیست؛ بلکه الگویی است که پشت آن قرار دارد: سیستمهای پیچیده معمولاً از اجزایی ساخته میشوند که به تنهایی ساده به نظر میرسند، اما ارتباط میان آنها چیزی کاملاً جدید ایجاد میکند.
این یعنی شاید تعریف ما از «فرد مستقل» اشتباه باشد. شاید یک درخت، یک انسان یا حتی یک جامعه، بیشتر شبیه یک گره در یک شبکه بزرگتر باشد تا یک واحد جدا.
اگر این مدل را به انسانها تعمیم دهیم، میتوان گفت بزرگترین محدودیت یک فرد، کمبود توانایی نیست؛ بلکه محدود بودن شبکه اطلاعاتی اوست. ذهنهایی که به اطلاعات، دیدگاهها و ایدههای بیشتری متصل هستند، توانایی ساخت مدلهای دقیقتری از جهان را دارند. چیزی که طبیعت در میلیونها سال تکامل ساخته، یک درس ساده دارد: قدرت واقعی همیشه در داشتن منابع بیشتر نیست، در داشتن ارتباطات هوشمندانهتر است.
بله، در بابش یک نقدی هم نوشتم فکر کنم اینجا نزاشتم.
ولی با بخش تنها فیلم قابل تامل و تحمل مخالفم.
برای روانشناختی خاطرات یک آدم کش ، از غبار بپرس
برای سیاسی مزرعه حیوانات
تاریخی و زندگی نامه ای: زیر اسمانی به رنگ خون
برای فلسفه یک تاریخ فلسفه بخونید و بعد از اون میتونید بر اساس نظریه ها، فیلسوف ها یا مکاتب ادامه بدید
و به طور کلی جین ایر هم از بسیاری نظرت پیشنهاد میکنم.
