uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Ez û Ez

Ez û Ez

Kanalga Telegram’da o‘tish

سوای خونِ دلت، در سبو چه می‌بینی؟

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
270
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+1130 kun
Postlar arxiv

مقدار زیادی «ناتمومی» در وجودم شناوره.

photo content

«درمان ماست هرکه به درد آشناترست»
- صائب تبریزی

وقتی توی یه کارت پستال زندگی می‌کنی؛ گیلان، ارتفاعات شهرستان رودبار
وقتی توی یه کارت پستال زندگی می‌کنی؛
گیلان، ارتفاعات شهرستان رودبار

«مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست.» تقریباً از زمانی که فهمیدم دنیا به حرفِ من و تو نمی‌چرخه.
| مصرع از وحشی بافقی. |

۲۴ مهر ۰۴، ارتفاعات گیلان.
+1
۲۴ مهر ۰۴، ارتفاعات گیلان.

بیمارِ کهنه‌ام به علاجم چو راه نیست؛ امشب به جای نسخه برایم کفن بپیچ.

حال من، کشتهٔ شمشیر بلا می‌داند.
- وحشی بافقی

photo content

بپرس حال من آخر چو بگذری روزی که چون همی‌گذرد روزگار مسکینم؟
- سعدی

• به بَحر غرق شو • و مِنَت كِنار مَكِش
- دیوان بیدل دهلوی، غزلیات

photo content

«من تا ابد به صدایت گوش می‌دهم تا نقطه‌ای شوم در خطِ کاتبی که صدایِ تو‌ را می‌نویسد.» - از کانال مریم.

و چه زیبا هم‌نشینِ خود را صدا زدی، عزیزِ من.

در ادبیات شیفتهٔ کلمهٔ “الا” هستم. برای صدا زدن عزیزِ دور و رفته، همراه با چاشنی حسرت و اندوه استفاده می‌شود.

صدای او رنگی‌ست بر حُزن‌های سیاه قلب من.

الا ای هم‌نشینِ دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
- حافظ

شیرینم گەرچی کە تۆ دووری لە من چاوانت دایم هەر وا لەبەر چاومن

گر چه بالاتر نباشد از سیاهی هیچ رنگ موی ما را کرد از گردش سفید این آسیا
- صائب تبریزی