𝑺𝑬𝑪𝑹𝑬𝑻 𝑵𝑨𝑴𝑬
Kanalga Telegram’da o‘tish
《 بعضی نامها را نمی شود نوشت؛فقط میشود برایشان شعر گفت.همه ی شعرها ، برای کسی است که نمیداند....ℯ》 @parnia100bot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
222
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
222
فریدون مشیری
هوشنگ ابتهاج
محمود درویش
مولانا
عطار
نظامی
سعدی
حافظ
صائب تبریزی
سهراب سپهری
نیما یوشیج
عاشق این نویسنده هام
222
چطور توانستی از میان تمام آن نگاههای عاشقانه، چشمهای مرا نبینی؟
در آن همه شلوغی و هیاهو، چشمهای من همیشه راهشان را تا تو پیدا میکرد؛
انگار تمام جهان محو میشد و فقط تو میماندی.
خنده اگر بر لبم مینشست، دلیلش تو بود،
و اگر دلم به روی کسی گشوده میشد، تنها رو به سوی تو بود.
فقط یک سؤال همیشه در دلم مانده است...
چطور نفهمیدی که تمام دلتنگیِ من،
تمام بیقراریِ من،
فقط برای دوباره دیدن چشمهای تو بود؟
ℯ
222
Repost from اونجا که میگه:
هیچ میدانی
که من در قلب خویش
نقشی از
عشقِ تو پنهان داشتم؟
فروغ فرخزاد
222
این روزها بیشتر از همیشه به عکسهای خودم خیره میشوم؛
نه برای تماشای خودم،
برای پیدا کردنِ ردِ نگاهِ تو.
حس میکنم چشمهایت لابهلای قابها جا ماندهاند
و من هر بار،
نگاهت را جرعهجرعه مینوشم.
عکسها همان عکسهای همیشگیاند،
اما از وقتی خیالِ تو در آنها خانه کرده،
هر بار که به خودم نگاه میکنم،
انگار تو را در چشمهایم پیدا میکنم
و دوباره، بیاختیار، عاشقت میشوم.
ℯ
222
Repost from N/a
جوانیشان هنوز بوی رؤیا میداد،
اما طناب، زودتر از زندگی صدایشان زد.
نه فرصت عاشق شدن ماند،
نه فرصت ساختن فردا...
تنها حسرتی ماند
برای جوانیهایی که هرگز زندگی نشد.
222
Repost from let's غیبت
فرزند ایران و جان فدای میهن، ابوالفضل سپاهی
فرزند ایران و جان فدای میهن، علیرضا سپاهی
فرزند ایران و جان فدای میهن، امیرحسین صفری
@madzteam
