𝑩𝒍𝒖𝒆 𝒃𝒖𝒕𝒕𝒆𝒓𝒇𝒍𝒚 𔘓
Kanalga Telegram’da o‘tish
... دنیـایـی از افڪاࢪ ۺلۅغِ ﯾه اسـتـی… ⋆ پنـاهـگاهـی از جـادۅی اسڪیـز، بـۅی ڪاغذِ ڪتابها ۅ قۺنـگـیِ فیـلـمها ☕︎ ۅ دلـی ڪہ تـمـامۅڪـمـال بـہ «آبـی»ِ قۺـنـگـم تعلـق داࢪه 𔘓 🌌🌀🪽 🌑🌒🌓🌔🌕🌖🌗🌘🌑 . بات ناشناس: @Bluebutterfliebot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
286
Obunachilar
+124 soatlar
-57 kun
+4230 kun
Postlar arxiv
Repost from نـهنگ آبـــی
احساس میکنم غم زیاد منتهی میشه به خستگی، مثلا من الان نه ناراحتم نه افسردم فقط خستهام از همه چی.
من چیزایی که توی سن ۱۵/۱۶/۱۷/۱۸ سالگیم میخواستم رو ازین به بعد نمیخوام
نمیخوام چیزایی که اون موقع باید تجربه میکردم و بعدا تجربه کنم
فقط تموم شده رفته
دیگه مهم نیست
درد داره به روزامون فکر میکنم...
درد داره که حتی وقتی حالم خوب باشه هم اینو در نظر میگیرم که این روز ها و این سال ها باید جور دیگه ای میگذشتن
هر لحظه که به صبح نزدیک تر میشه مودم افتضاح تر میشه
همه روز رو منتظر شب باش بعد شب عین برق و باد بگذره و صبح بشه
اه
یه جوری نفرت پیدا کردم از روزام که واقعا علاقه ای به بودن و سپری کردنشون ندارم
یه آدم بیکار و بی حوصله
اگر فردا حوصلم شد دوست دارم میکاپ تایتانی رو صورتم پیاده کنم-
که احتمالا نمیشه و بجاش میخوابم
( به شدت احساس میکنم موهام و حالت چهره ام به یمیر میاد پس میخوام امتحانش کنم😭 )
امروز تو کلاس گفتن برا اولین بار از وقتی دیدیمت ظاهرت دخترونه طور شده 🌚💆🏻♀🤣
ازون موقع تا حالا همیشه احساس میکردیم پسری🤣
حالا چرا؟
چون همه موهامو جمع کرده بودم امروز حوصله خودمم نداشتم چه برسه موهام که بیاد تو صورتم🤣
