آغوش خیال 🔹 سجّاد حرمی
Kanalga Telegram’da o‘tish
🔹️ باید که رها شوم در آغوش خیال ... 🔹️ تنها ایستادهام به انتظار شما : شناس: @sajjjad1384 ناشناس: https://t.me/AnonHiden_Bot?start=1157259
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
299
Obunachilar
-124 soatlar
+137 kun
+4430 kun
Postlar arxiv
زنی با چشمهای قهوهای جا مانده در جانم 👁️
خیالش با من است اما حواسش را نمیدانم 🤷♂️
زنی که چشم او از شعر سعدی سر درآورده 📜✨
و من هر شب برای دیدن او شعر میخوانم 🌙📖
چه بیرحمانه مویش را به روی شانه میریزد 💇♀️
و من در حسرتش مانند موهایش پریشانم 🥀
بیخوابی این دیوانه قانع نیست چشمانش 🌃
سرم را داده در دستم به دنبال بیابانم 🏜️
مداوم میشمارم، چندمین دیوانهاش هستم 🤯🔢
که امشب با خیالش میسپارم لب به قلیانم 🚬💭
نمیدانم برایش چندمین مَردم که میمیرم 💔🪦
از این زیبایی افراطیاش گاهی هراسانم 😱🌹
نمیخواهم کنار دیگری پیدا کنم او را 🚫👥
توافق کردهام با این زن جا مانده در جانم 🤝💍
#علی_صفری
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheia
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست
شکسته باد کسی کاین چنینمان میخواست...💔
#سهیل_محمودی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
پن: زمان تقریبی شهادت امام حسین علیهالسلام بین ساعت ۱۳ الی ۱۴ تخمین زده شده.
نیزه خوشحالترین بود در آن ثانیهها
که لبش بوسه به لبهای حسین آخر زد...
#سجاد_حرمی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
اگر به علقمه در خون نشست پیکر او
به روی نیزه ولی سربلند شد سر او
خوشا به بخت علمدار کربلا، که ندید
چه میکنند به گودال با برادر او
هزار شکر که رفت و ندید حرمله را
که خون نشد دلش از نالههای اصغر او
نرفت خیمه به غارت، نسوخت جان حرم
زمین نخورد شه کربلا برابر او
ولی دریغ، زنی بود و ظهر روز دهم...
ولی دریغ... بمیرم برای خواهر او
#حسین_دهلوی
🔹آغوش خیال
@aghooshekheial
@hoseyn_dehlavii
Repost from عباس تافته
یا قمر بنی هاشم 🏴
لشکر کوفه گرفته است تب و لرز
پا به زمین کوفت، «اذا زلزلت الارض...»
رزمِ علیوار و شورِ هیبت حمزه
رو کند ای کاش یکدو شمّه از این طرز
رفت به میدان که با صلابت شمشیر
بین خیام و حرامیان بکشد مرز
رفت به میدان نصیحتی بکند چند
هلهله کردند با شنیدن اندرز
این سرِ میدان نگاه تر، دو لب خشک
آن سرِ میدان نگاه هرزه، لب هرز...
فال دو چشم تو را به تیر گرفتند
آه ازین قوم بدشگون حسدورز!
#عباس_تافته
Repost from نسیم خیال | فاطمه جباری
امشب مرا بگیر در آغوش خود پدر
با سر بیا، ز کنج خرابه مرا ببر
از بس نشسته بر تن من زخم روی زخم
با تازیانه انس گرفتم در این سفر
جسمم توان نداشت در آشوب کعب نی
تا خواست ضربهای بزند عمه شد سپر
امشب تو ماه من شدهای برفراز نی
از آسمان به دختر خود میکنی نظر
ای ماه روی دامنم ای شاه غرق خون
از آسمان بیا و مرا با خودت ببر
#فاطمه_جباری
@Fatemeh_Jabbari135
امکان نداره این مداحی رو گوش بدم و گریهام نگیره
گوش کنید و اگه اشکتون سرازیر شد
خیلی یاد من باشید❤️
قدّم شکست
خم شدم
ببین انگاری که
همسن عمهام شدم
اصلا کجام سالمه؟
کدوم دختر سهسالهاس که عصا لازمه؟
#حسین_ستوده
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
کاش با گریستنِ ما شما زنده میشدید،
آنوقت تمام دریاها را میگریستیم.
#کیمیا_رجبی
🔹آغوش خیال
🔹@aghooshekheial
Repost from انجمن ادبی آغاز
دخیل دانهی انگور گشتم و گفتم
خوش است دور ضریح علی شراب شدن!
#احمد_حیدری📖
#تک_بیت 💌
#استوری
@anjoman_adabi_aghaz 🔖
Repost from انجمن ادبی آغاز
1⃣
«فمن یمت یرنی» خواندهایم و میگوییم
خوشا سری که اگر هست، روی پای علیست
شعرخوانی #ارمیا_کیش_بافان
🎞 ویژه برنامه #لبیک
🔖 فصل «از غدیر تا مباهله»
🆔 @anjoman_adabi_aghaz ♨️
