شهربند هوای جانان
Kanalga Telegram’da o‘tish
دانشجو حقوق ⚖️ دانشگاه تهران علاقهمند به تمامی رشتههای علوم انسانی هدف از زندگی : لبخند رضایت امام زمان(عج) 🌱☁️ آیدی : @Mtn85d ناشناس : در کانال پین شده
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
280
Obunachilar
+124 soatlar
-47 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
هروقت با اشعار جناب سعدی مواجه میشم
حس میکنم یک استاد جوان ادبیات معاصر
این ابیات رو پدید آورده.
فکر کنم شما هم مثل من باورتون نمیشه که
سعدی برای قرن هفتم باشه.
ای یار ناسامان من، از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من، از من چرا رنجیدهای؟
ای سرو خوشبالای من، ای دلبر رعنای من!
لعل لبت حلوای من، از من چرا رنجیدهای؟
بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیدهای؟
گر من بمیرم در غمت، خونم بُتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیدهای؟
من سعدیِ درگاه تو، عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیدهای؟
✍🏻 سـعـدی
غلط است هر که گوید که به دل رَه است دل را
دلِ من ز غصه خون شد، دلِ او خبر ندارد
✍🏻 وحشی بافقی
اگر شاعر نمے بودم دلم می خواست
گلوبندے شوم از گردنت خود را بیاویزم
✍🏻 حسین زحمتڪش
چون مفلسے که بیخبر افتد رهش بہ گنج
مـیمـیرم از تبسّم صـبحِ وصـالِ او
✍🏻 سالک قزوینے
چه کسی گفت که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت
✍🏻 صائب تبریزی
زن آنقدر موجود ارزشمند و مهمی
است که همیشه پیش خدا دعا کردم
خدایا به خانوادههایی دختر بده که
بتوانند از آن به بهترین وجه مراقبت
کنند و به بهترین وجه به آن دختر
محبت کنند و قدر دخترشان بدانند.
زن ها معلم اصلی انسانها هستند.
چه نقشی حیاتی تر از نقش مادر در
یک خانواده؟
چه نقشی حیاتی تر از نقش همسر
برای یک مرد در مواجه با جنگ های
پی در پی زندگی؟
در طول تاریخ دیدیم که دلاورمردان
و قهرمانان ایران زمین در دامن پاک
مادرشان پرورش یافتهاند و به همین
سبب تاثیرگذار شدند.
ای دل، نگفتمت که به چشمش نظر مکن
کز غم، چنان شوی که نبینی بخواب، خواب
✍🏻 خواجوی کرمانی
سلام شبت بخیر
اگه روزی منو دیدی که در ایام جوانی
موهای سرم سفید و چهرم شکسته شده،
تعجب نکن.
من از داغِ دلِ پدران و مادران میناب
هر روز در حال پیر شدنم.
از اون بدن های تیکه تیکه شده
هر روز مثل شمع میسوزم و آب میشم.
زد آتش در دلم چون شمع، دیدار این چنین باید
نگه در دیدهٔ تر سوخت، رخسار این چنین باید
تپد دل در بر از طرز خرام تازه شمشادش
غبارم را به شور آورده، رفتار این چنین باید
خـمـارآلـودهٔ مـنّـت نیم از سـاغـر و مـیـنـا
شرابم خون، دلم پیمانه، خمّار این چنین باید
ز شمع کلبه ام باشد شرر در سنگ روشن تر
سیه روزان هجران را شب تار این چنین باید
حزین از دامن پاک نفس، صیقل زدی دل را
غبار از خاطر ما رفت، گفتار این چنین باید
#حزین_لاهیجی
