uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Lemonade🍋:)!

Lemonade🍋:)!

Kanalga Telegram’da o‘tish

When life gives you lemons;make lemonade! یک عدد پرستار طرحی^^ که ب تازگی متاهل شده:)💕 کانال پرستاری: https://t.me/studywithmobina81 ------------------------------------- حرف بزنیم🌱 https://t.me/harfmybot?start=5509506526

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
206
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
جیغغغغغغ🫠😫

حس میکنم این روزها میلاد یکمی گرفته است و هزارتا فن پیاده کردم باهام حرف بزنه ولی ساکته و هیچی نمیگه.کلا همین بود از اول وقتی ناراحته می‌ره تو خودش و هیچی نمیگه و این خیلی رو مخمه،دلم میخواد بگه چشه تا باهاش حرف بزنم:( البته فکر کنم دلیلش رو بدونم.داره یه تغییراتی تو محل کارش اتفاق میفته و سربازیش داره تموم میشه درگیر این کاراست شاید برای اونه....

الانم زودی برگشتم خونه از بیرون خیلی سرد بود.اونایی که پیام‌هایی که پاک کردم رو دیدن می‌دونن کجا بودم 🚶‍♀🫠هعی...

یدونه نمره ام مونده وارد کنن تو سایت دیگه میتونم برم دنبال کارای فارغ التحصیلی.مثل اینکه سایت ایراد داره فعلا نمیشه.کلی امضا باید جمع کنم و بعدش ثبت نام کنم برای طرح.فقط گیر همین نمره ام.

خدایا ما امیدمون رو هیچ وقت از دست نمیدیم و وایسادیم ولی....درد این جوون ها مونده رو قلب ما...هیچ وقت یادمون نمیره...

من رفتم اکسپلور نیم ساعته دارم اشک میریزم...خدایا خون این همه جوون نذار ضایع بشه...خدایا اینا خیلی بی رحمن....

بچه ها دیدین فیلم های خارج از کشور رو؟دیدین هم وطن هامون چه کردن:)؟ امید رو از دست ندیم زخمی و شکسته ولی ادامه بدیم تا اون همه خون پایمال نشه تا ظلم بره از این خاک❤️🌱

+1

🥲❤️
+1
🥲❤️

الهی که ب خیر و برکت این بارون کشورمون آزاد و آباد باشه و مردممون یه نفس راحت بکشن🥲❤️

Video xabar00:37

جدی جدی بهار شد وسط بهمن

چه رعد و برقی شده🥲❤️

خب چنل هم پرایوت کردم فوروارد هم که بسته اس. همین جمع رو خیلی دوست دارم.دلم نمی‌خواد بیشتر بشه.یه آرامشی دارم اینطوری.

:)❤️

بعد پنج روز خونه موندن و غصه خوردن امروز بالاخره یکم ب خودم اومدم به خودم رسیدم.کارم شده بود گریه و خوابیدن و غصه.دیگه دیدم و
بعد پنج روز خونه موندن و غصه خوردن امروز بالاخره یکم ب خودم اومدم به خودم رسیدم.کارم شده بود گریه و خوابیدن و غصه.دیگه دیدم واقعا مریض میشم ادامه بدم اینجوری. ینی از خونه میلاد اینا که اومدیم اینجا من دیگه بیرون نرفتم تا امروز 🚶‍♀ پ ن:بعد از روزهای طولانی منو هم ببینید در آینه آسانسور:)❤️

امروز نامزدی خواهر میلاد بود ولی ما نتونستیم بریم.میلاد شیفت بود و منم بدون میلاد نمیتونم برم.اسم نامزد خواهرشم میلاده🥲

امروز اومدم با خواهرم راه برم و پیاده روی کنم یکم حالم بهتر بشه.هوا بهاریه.

خداروشکر حداقل شما رو دارم اینجا😭🫂❤️

«می‌دونم الان همه‌چیز خیلی تاریک و سنگینه… ولی تو شب‌های سیاه، ستاره‌ها بیشتر می‌درخشن. تو همین الان یه ستارهٔ کوچیک اما واقع
«می‌دونم الان همه‌چیز خیلی تاریک و سنگینه… ولی تو شب‌های سیاه، ستاره‌ها بیشتر می‌درخشن. تو همین الان یه ستارهٔ کوچیک اما واقعی هستی تو این تاریکی. حتی نور کوچیک تو برای خیلی‌ها امید می‌شه — برای مریضات، برای دوستات، برای خودت تو آینده. این شب می‌گذره. نذار خاموش شی… تو ستارهٔ مایی تو این شب طولانی. ❤️»