Lemonade🍋:)!
Kanalga Telegram’da o‘tish
When life gives you lemons;make lemonade! یک عدد پرستار طرحی^^ که ب تازگی متاهل شده:)💕 کانال پرستاری: https://t.me/studywithmobina81 ------------------------------------- حرف بزنیم🌱 https://t.me/harfmybot?start=5509506526
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
206
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
206
ما وارثان درد های بیشماریم
ما گریه های چشم های انتظاریم
ما سرزمینی دور و تنها در غباریم
ما چیزی به غیر از غم به غیر از هم نداریم
ما حسرت یک خنده دنباله داریم:)
206
امیدوارم همه تون سالم و سلامت باشین و بمونین،مواظب خودتون باشین و از هر خطر و شری به دور.
اگر صحبتی بود ناشناس من هست.تا نمیدونم کی خدانگهدارتون.
206
من تا الان حرفهای دلمو زدم اینجا.رسانه بزرگی ام دستم نیست که بخوام تأثیر زیادی بذارم.اما همینکه چشامو به واقعیت نبستم و
اگر هم نظری دادم با رعایت ادب بوده و افسار زبونم از دستم نرفته که بخوام به تفکر و نظر خاصی توهین کنم،برام کفایت داره.
هرچی تا حالا خوردیم از کسایی بوده که آتیشی و تند برخورد میکنن و با چهارتا کلمه مثل گوه خورده و به درک و اینکه آدم رو زبون نفهم خطاب میکنن که امثال این الفاظ که فقط از دهن اونها بیرون میاد نه حداقل من میخوان حرفشون به کرسی بشینه.
انشالله که داغ عزیز نبینه کسی که داغ عزیزان و جوان های ما چیزی نیست که با گذشت ۱۰ یا ۲۰ روز تموم بشه و خانواده هاشون الان خوش و خرم باشن ما هم به احترام غم اینهمه آدم هست که یک سری چیزها رو رعایت میکنیم.همه ما امتحان داریم میشه درس نخوند؟همه ما باید بریم بازار تا مایحتاج بخریم میشه نخرید؟همه ما باید بریم سرکار مگه میشه نریم؟مردم قسط و وام و هزار بدبختی دارن مگه میشه کار نکنن؟کسی که برای عروسیش از دوماه قبل وقت گرفته مگه میشه اون همه هزینه رو الان کنسل کنه؟منم آدمم و میگم زندگی رو نمیشه متوقف کرد اما همزمان باید احترام گرفت و این داغ رو فراموش نکرد،حداقل در فضای پابلیک.
کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو به خواب زده هرگز.
در آخر این وضعیت حاصل ندونم کاری و دزدی و حقیر بودن مسئولینه همین مملکته.
بازم میگم خدا عاقبت همه مونو بخیر کنه.من اینجا نمیتونم تأثیر زیادی بذارم و این پیام آخر من هست چون جای کوچیکیه اینجا اما همینکه حرفامو به اندازه کافی زدم خیالم راحته.
206
نمیخواستم بگم ولی...یه نفر از همکاران کادر درمان آشنا و نزدیک برای خود ما تعریف کرد در همین شهر خودمون که به دلیل درمان مردم آسیب دیده گرفتنش،بردنش زندان،گوشیش رو گرفتن،تهدیدش کردن و بزور مجبورش کردن به گفتن حرف هایی که خودشون میخواستن.الانم اومده بیرون و تحت نظارته.خانمش هم بارداره:)
نه اهل سیاست بود و نه اهل اعتراض (اغتشاش؟؟).فقط کارش رو ک براش قسم خورده بود انجام داد و اینجوری به سرش آوردن.ما قسم میخوریم همه رو ب دور از هرگونه قضاوتی درمان کنیم.بخاطر عمل به این قسم مقدس باید تهدید شیم؟
یا پزشکانی هستند که در صف اعدام هستن فقط بخاطر عمل به قسم شون.
خدا همه مونو عاقبت بخیر کنه:)
206
Repost from جایی برای ما🌱
از انیس به شما :
ما را به نقطهای رساندهاید که صدای موشک برای بعضیها امید است
نه از سر وطنفروشی
بلکه از شدت تحقیر تاریخی
وقتی حکومت به دشمنِ مردم تبدیل میشود
مفهوم «وطن» مصادره میشود
پرچم ابزار سرکوب میشود
و قانون به چماق بدل میشود
آنوقت تعجب میکنید چرا مردم از ضربه بیرونی استقبال میکنند
شما سالها کشور را زندان کردید
هوا را سانسور کردید
نان را گروگان گرفتید
آینده را مصادره کردید
و حالا از مردم انتظار اخلاقِ اشرافی دارید
هیچ انسان آزادیخواهی عاشق جنگ نیست
اما انسانی که همه راههای تغییر داخلی را بستهاند
به انفجار به چشم شکستن قفل نگاه میکند
این شادی نیست
واکنش روانیِ یک جامعه خفهشده است
شادیِ ویرانیِ ظالم است نه شادمانی از مرگ وطن
و حقیقت تلخ این است
وقتی مردم بین مرگ تدریجی و شوک ویرانگر یکی را انتخاب میکنند
یعنی مرگ تدریجی از قبل شروع شده بوده
شما نگویید چرا مردم اینگونهاند
بگویید چگونه کشوری ساختید
که شهروندش دشمن داخلی را خطرناکتر از دشمن خارجی میداند
این دیگر سیاست نیست
این فروپاشی قرارداد اجتماعی است
اعلان شکست حاکمیت است
پرونده تمدنی یک سیستم بسته است
وقتی حاکمیت گوش ندارد
خیابان زبان میشود
وقتی خیابان را میبندید
تاریخ با انفجار و جنگ حرف میزند
206
در ضمن این مردم خیلی زمان دادن به اینا که مملکت رو درست کنن اما هر روز وقیح تر شدن.شکست خوردن.اگر الانم میبینیم که تو دلشون دعا میکنن یکی از خارج از مملکت بیاد و نجاتشون بده از بی غیرتی و نفهمی شون نیس از این نیست که دوست دارن ج ن گ بشه و هزارتا اتفاق دیگه.از اینه که ناامیدن و خسته.از وعده های عمل نشده اس.از نبود آزادی بیانه.از اینه که بیشتر مردم گرسنه ان.از اینه که هیچ امیدی ندارن ب بهتر شدن چون روز ب روز داریم بدبخت تر میشیم.ایراد نگیرید از مردم که ایراد رو باید از کسانی گرفت که مردم رو به این روز انداختن.شبیه مرده هایی شدیم که فقط نفس میکشن.امیدی به اینها نیست و نخواهد بود.شما بمونید و مقاومت کنید و به دست و پا زدن تو فقر افتخار کنین.شاید ایران شما با ما فرق میکنه.
206
میدونین من ی تعداد خیلی خیلی کمی کانال عضوم که چیزهایی میگن که با عقل من جور درنمیاد.
اصولاً آدمی هستم که گوش میدم.سریع نمیگم حق با منه.نگاه میکنم ببینم طرف چی میگه.چه فکری داره.شاید اصلا من دارم اشتباه میکنم.باید با عقاید مختلف کنار اومد که معنی آزادی ینی همین که هرکس بتونه نظرش رو بگه اما اونو ب کسی تحمیل نکنه.اما هرچقدر که فکر میکنم میبینم این آدم ها اصلا و ابدا متوجه نیستن چه بلایی سرمون اومده از هر نظری که فکرشو بکنین.تنها یک بعد ویران شده این مملکت بعد اقتصادیش هست.بعدی که بشدت مهمه.حالا دیگه سرتونو درد نمیارم برای باقی بدبختی هامون.
این آدم ها صرفا خوشی خودشون مهمه و چیزی از غم مرگ هموطن سرشون نمیشه.همین که خودشون خیلی گوگولی زندگی کنن بسه.من نمیگم زندگی نکنیم که فعلا همه مون محکومیم به ادامه اما حداقل روزمرگی خودمونو مثل شرایط عادی نباید نمایش بدیم جوری که انگار ن انگار سایه غم و اندوه و عزا و فقر رو سر همه مونه.من نمیگم غذا نخوریم میگم مثل شرایط عادی عکس غذا خوردنمونو نمایش ندیم.نمیگم لبخند نزنیم میگم به احترام غم این همه آدم نمایشش ندیم و.....و خب ته تهش دیدم نه نمیتونم بمونم و ببینم بعضی ها دارن عادی سازی میکنن.گاهی اوقات باید بپذیریم که بعضی ها نمیخوان متوجه بشن.همین.بحث کردن فایده ای نداره.
خداروشکر تعدادشون کمه و لفت دادن ازشون راحت.
206
▪️ اعدام دکتر علیرضا گلچینی را متوقف کنید!
▪️ Stop the Execution of Dr. Alireza Golchini
از همه مردم ایران و خصوصا کادر درمان برای امضای این پتیشن دعوت میشود!
از طریق این لینک امضا کنید
https://c.org/wcFfDgxVns
پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)
@pezeshkanghanon
206
من نمیدونم ولی ته شاید اتفاق های خوش حال کننده زندگی روزمره برام پر از غمه.
مثلا قراره کارای فارغ التحصیلی رو انجام بدم و این خوبه ولی ته دلم غمه.نمیتونم خوشحال باشم.دلم سیاهه.حوصله عکاسی فارغ التحصیلی ندارم.نمیتونم.
مثلا تو دانشکده بعضی استادا تازه فهمیدن ما عقد کردیم گفتن برامون شیرینی بیار ازدواج کردی ولی ته دلم غمه.با چه رویی شیرینی ببرم دانشکده.از طرفی زشته که نبرم.بازم پر غم میشم.کاش قبلا میبردم ولی چون دلم میخواست با میلاد دوتایی ببریم و میلاد شیفت بود هی جور نمیشد.
خجالت زده ام از اینکه زنده ام.از اینکه خیلی ها رفتن.از اینکه مجبورم ادامه بدم.احساس میکنم دارم افسرده میشم.از طرفی موندیم.من و میلاد و خیلی های دیگه موندیم که الان با طلای ۱۸ و خورده ای و دلار ۱۵۰ دقیقا باید چجوری پیش بریم.اصلا نمیدونم.
جوون های این مملکت یا مردن و زیر خاکن یا زنده ن و فرقی با مرده ندارن.
خدایا میشه مارو ببینی؟
206
کاش چشامو باز میکردم و همه اینها فقط ی خواب بد بود.که خستگی مون از کار و تلاش بود نه شرایط مملکت،که همه اونهایی که پرپر شدن الان زنده بودن،که اینهمه روحمون پژمرده نشده بود:)
