رَدِ سَبز☘️
Kanalga Telegram’da o‘tish
245
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-4130 kun
Postlar arxiv
245
_خب برو دنبالش +رفت دیگه ولش کن... _چه راحت بیخیال میشی! _من اگه از کسی خوشم بیاد تا اون سر دنیا هم باشه دنبالش میرم. +که بهش بگی؟ _نه... _که اگه خواست بهم بگه باشم. +اگه نخواست چی...؟ _حداقل تلاشمو کردم.
245
چه خوش به حالم است برای وجود تو،قبل از آمدن تو غبطه میخوردم به شخصی که همدمی را دارد اما حال..وجودت خلاء ها را پر میکند💛🌻.
245
«چه خوش آمدی به روزگارم؛ که پیش از تو، روزها تنها میگذشتند و پس از تو، زندگی معنا گرفت. گویی سالها در پی نامی میگشتم و نمیدانستم آن نام، تویی. حضورت چنان آرام در جانم نشست که انگار همیشه جای تو در این دل خالی بوده و من از آن بیخبر بودهام.گویی سال ها در پی نامی میگشتم و نمیدانستم آن نام، تویی، کلوچه من.
245
_سهراپ سپهرینه ما میمانیم نه اندوه و نه هیج یک ار مردم این آبادی به حباب نگرانِ لب یک رود قسم و به کوتاهیِ آن لحظهی شادی که گذشت غصه ام میگذرد.
245
اون حسی که یهویی چشمت میخوره به جلد کتابت و میبینی آدم مورد علاقت برات یه نوت خیلی قشنگ نوشته🙂🥹✨>>>>>
245
«ما فکر میکنیم زمان میگذرد، اما در واقع این ما هستیم که میگذریم. خاطرات مثل سایه همهجا با ما هستند و هر چقدر که بخواهیم از آنها فرار کنیم، باز هم در گوشهای از ذهن ما کمین کردهاند. بخشیدن دیگران ساده است، اما بخشیدن خودمان سختترین کار دنیاست. تا زمانی که با خودت به صلح نرسی، تمام جهان برایت میدان جنگ خواهد بود.» سمفونی مردگان — عباس معروفی
