خواهر هری پاتر
Kanalga Telegram’da o‘tish
روزمرگیها، زیبایی و زشتیها ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=106192480 شاپ دستسازه هام: https://t.me/Akaycandle
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
862
Obunachilar
-224 soatlar
-147 kun
+42830 kun
Postlar arxiv
بهجوری انگشتم رو بریدم و خون زد بیرون که خودم ضعف کرده بودم و سرم جوری گیج میرفت که نمیتونستم یه دستمال بذارم روش.
مامان به دادم رسید :):
اون انگشت و دوتا کناریهاش، فعلا بیحس شدن 👀
یکی از لذتبخشترین قسمتهای زندگیم، اینه که مثلا میام تلگرام و میبینم دوستام راجعبه اتفاقی که براشون افتاده پیام دادن بهم
و انگار من رو تو یه اتفاق مهمی از روزشون که یا خوب بوده و یا بد سهیم کردن :)
خواب دیگه جواب نمیده :)
فکرکنم یه دور باید بمیرم دوباره زنده بشم تا این خستگی از بدنم خارج بشه 🥸
Repost from زندگی در پیشِ رو☁️
امروز صبح
چیزی که هر لحظه زمزمه میکنم ؛
ستارهای در آسمان زمین ما نیست که نیفتاده باشد.
چه جوانانی! اسماعیل، میبینی؟ چه جوانانی! بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشردهاند...
اومد!
یه پسر بامزه ی گوگولیه که بوی عطر و سیگارش قاطی هم شده :|
وقتی قراره بیای تو اتوبوس، چرا میکشی خب بیادب
لحظه ی آخر بلیط اتوبوس خریدم، و مجبور شدم صندلی دوتایی بگیرم
چون صندلی خالی دیگه ای نبود.
هنوز نیومده و امیدوارم که نیاد
