uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

ŋıƖ🍂

ŋıƖ🍂

Kanalga Telegram’da o‘tish

⭑زنـدگـی صـــحنه ی یکتـــای هنــرمنــدی مـــاسـت⭑ @SecretSceneBot🤍 @archivesecret01🤍

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
299
Obunachilar
-224 soatlar
+17 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
آخییی عزیزممم ، مبارکههه خانومی🥹🤍

عشقققق کردم😔😂✨

چقدر آشنا چقدر همزاد پنداری🧐

Repost from وَرا.
بلوتوس.

Repost from وَرا.
آدمای احمق دورشششش. 😭😂 فساد و ساختار معیوب حکومت، اصلاح مملکت رو غیرممکن میکنه. حتی برای باسواد ترین ها.

لاو ایز لاو🗣😂✨

Repost from N/a
من تا جایی جلوشو میگرفتم تا بتونم کاری کنم که از دیپورت شدنش جلوگیری شه و تو ناصر تو مریخ موندگار شه

عزیززززمممم طرف literally خودشو معامله کرد یعنی چی آره اگه جاش بودم اینکارو میکردم نمی ارزه😔💔😂

Repost from N/a
کاوه بعد از ازدواج با کتی تونست هم پدرشو ازاد کنه هم شرایط زندگی خواهر ومادرشو بهترکنه، درسته که بعدش برای خودش خیلی بد شد ولی خب آره، اگه جاش بودم اینکارو میکردم.

کسی حق کشتن کسی رو نداره حتی اگه طرف دیگه تهشه ، خدا که نیست کسی😂✨

عزیز داری ساید میگیری عزیززززز😔😂

Repost from N/a
اگر بخوام فقط درمود اون بعد سیاه آرمان حذف بزنم ، باید بگم قتل ، قتله ، و قاتل هم قاتله.... اما از طرفی به طور عجیبی حق با آرمان بود! نمی‌دونم چطور باید بگم ، کار آرمان اشتباه بود ، اما درست بود... اون یه قاتل بود اما از طرفی افرادی رو میکشت که کودک آزاری کرده بودن!

کاملا موافقم کاملاا

Repost from N/a
قطعا خاتون عشقشون خیلی قشنگ بود اما شیرزاد خرابش کرد اون وقتی بعد چندین ماه از زندان برگشت و بدون اینکه بزاره کسی توضیح بده چه اتفاقی افتاده بین اون همه ادم به خاتون سیلی زد و خاتون،زنی که غرورش بین اون همه ادم از‌بین رفت قطعا حق داشت از شیرزاد ناامید بشه شیرزاد کار و‌ موقعیتش رو به خاتون و ترجیه داد و خاتون رو طلاق داد در عین ناباوری توی این جدایی هر دوطرف مقصر بودن اما شیرزاد بیشتر… ولی شیرزاد و خاتون بهترین کاپلی بودم که توی سریالا دیدم اما خب تموم شد

ای خدا حبیب 🥲😭✨(دلم تنگ شد)

اولین باره انقدر دلم برای مسعود سوخت🥲😂💔

از بین این سه نفر، فکر می‌کنم رفاقت برای حبیب ضروری‌تر بود؛ چون مسعود و مازیار هرکدام تا حدی میتونستند مشکلاتشون رو مستقل‌تر مدیریت کنن اما حبیب بیشتر به حمایت راهنمایی و حتی شوخی‌های دوستانش نیاز داشت. در واقع رفاقتشان فقط باعث نمی‌شد حبیب تنها نباشه کمک می‌کرد کمتر در تصمیم‌ها و دردسرهای خودش گیر بیفته😂😭

بنظرم مسعود و یکمی هم مازیار🫠 مسعود چون نه پول داشت نه کار درست حسابی :) هروقتم از کارش اخراج میشد داغون میشد و به سختی تونست عروسی بگیره. از اون جهت دکتر مهاجر هم همش تحت فشارش میزاشت.

دلیل مخالفتم خیلی طولانی و روانشناسی میشه😔😂

من باهات مخالفم عزیز😔😂✨