uz
Feedback
ŋıƖ🍂

ŋıƖ🍂

Kanalga Telegram’da o‘tish

⭑زنـدگـی صـــحنه ی یکتـــای هنــرمنــدی مـــاسـت⭑ @SecretSceneBot🤍 @archivesecret01🤍

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
302
Obunachilar
-124 soatlar
-127 kun
+4630 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
ای بابا عکس ببین چه قشنگه عکس پایینی چه قیافش بامزست

ای خداااا دور ذوقت بگردم🥹🥹🤍🤍✨✨✨✨

دژمقدسمسپمسدص بووووس بهتتتت😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🌟

Repost from N/a
پاشید بربد چنلش اکت بدددیدددد😭😭😭😭😭

Repost from N/a
از کجا میدونستی اینا عکسای موردعلاقمن؟؟؟؟😭😭😭😭😭

Repost from N/a
اه وای عاشقتممممممم😭😭😭😭😭

Repost from N/a
چقددددر نازهههه این😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

Repost from N/a
عججججججججب شوخخخخی زشتتتتتتتتتی

Repost from N/a
عجب شوخی زشتی

خیلی خوشگلنننننننن اخههه😭😭✨

فداتشممممم🥹🥹🤍🤍🤍🤍

بچها جونی نظراتتون رو همرو ذخیره کردم میزارم🌚

For:🌚

Fav🖤
Fav🖤

واووو چه جالبببب🧐

سه سال بود هیچ‌کس وارد خانه‌ای در انتهای جنگل نشده بود. صاحب خانه ناپدید شده و درِ ورودی هم با زنجیر بسته شده بود. یک روز، نامه‌ای به کلانتری رسید که فقط روی آن نوشته شده بود: «امشب چراغ اتاق بالا را خاموش کنید.» هیچ فرستنده‌ای نداشت. مأموران همان شب به خانه رفتند. همه‌چیز تاریک بود، اما از طبقه‌ی بالا نور ضعیفی دیده می‌شد. در را شکستند و وارد شدند. خانه خالی بود؛ نه وسیله‌ای جابه‌جا شده بود و نه نشانی از کسی وجود داشت. وقتی به طبقه‌ی بالا رسیدند، چراغ اتاق روشن بود و روی میز یک فنجان چای تازه قرار داشت. کنار فنجان، عکسی قدیمی پیدا کردند؛ تصویری از همان مأموران که جلوی خانه ایستاده بودند. پشت عکس تاریخ همان شب نوشته شده بود. مأمور ارشد عکس را برگرداند و زیر تاریخ، جمله‌ای با دست‌خط صاحب خانه دید: «اگر این عکس را پیدا کردید، یعنی هنوز متوجه نشده‌اید خانه از چه کسی محافظت می‌کند.» .صاد.

سلامممم قندااا

شبتون بخیر عزیزای من🌚🖤

وایییییی چقدرررر قشنگگگ‌بود عاشقش شدم😭😂🤍✨✨