uz
Feedback
سایه‌‌ای رَوشن

سایه‌‌ای رَوشن

Kanalga Telegram’da o‘tish

به سراغ من اگر می‌آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
261
Obunachilar
-124 soatlar
+67 kunlar
+2930 kunlar
Postlar arxiv
کاش ماشین زمانی بود.

قلبم برای مدتی خاموش است.

عاقبت هیچ خوشبختی در این جهان برایش نبود. عاقبت همان مرگ بود دم در همه‌ی خوشبختی‌هایش.

اما این غم است که همواره انسان را به سوی خود می‌کشد.

و شب‌بخیر به تو که گمشده‌ای. امیدوارم هر چه زودتر راه خانه را پیدا کنی.

آذان‌‌❤️

نسل‌ما خوشه‌ای گندمی بود که باد آن را به جای دوری پرت کرد و هیچ دهقانی به فکر بازگرداندن او به زمین نشد.

می‌گفتم اگر بیاید، این گل‌های تازه را برایش هدیه می‌دهم؛ اما او دیر رسید و از من چیزی جز موی سپید نمانده بود. قلبم از حسرتِ دوری خشکیده بود، برق چشمانم خاموش شده بود، گل‌ها پژمرده بودند و هیچ‌چیز نمی‌توانست عشق مرا نسبت به او نشان دهد. مریم_رحیمی.

https://t.me/HarfChatBot?start=Haah اگر حرف و نظری داشتید.

چه چیزی زخمی عمیق را خوب می کند زخمی عمیق تر... قاسم رفعت حسینی.

وقتی آب از سرت می‌گذرد، دیگر فرقی نمی‌کند که آب چند قد از سرت گذشته؛ چه فرق می‌کند ده قد باشد یا یک قد.

می‌خواستم اعتراض کنم. صدایی برای بلند کردن داشتم، اما گوشی برای شنیدن نبود.

بیچاره برگک‌ها،  بیچاره درختک‌ها،  بیچاره خزان.

فکر می‌کنم و فکر کردن درباره اینکه زندگی گاهی تو را با چیزهایی امتحان می‌کند که حتی دلت نمی‌خواست در آن آزمون شرکت کنی، ناراحتم می‌کند.

انسان نمی‌خواهد. اگر بخواهد، می‌تواند. خوب هم می‌تواند.

هیچ‌چیز بدتر از تلاش نکردن برای زندگی‌ای که رو به نابودی است، نیست.

تورا به اندازه ابری روی آفتاب دیدم، به اندازه طلوع خورشید، به اندازه یک ستاره دنباله‌دار. تورا به اندازه یک حباب دیدم، به اندازه آب شدن یک برف در دست، و همان چند دقیقه‌ای کوتاه سلام و وداع من تو بود. تورا کمتر دیدم و بیشتر در یادم ماندی. تورا به اندازه کافی یک عمر در خاطرم جا دادم.

گاهی در اوج خواستن چیزی، بهتر است همان که نشود.

«جای ما در هر مکان خالیست گویا رفته‌ایم.» #_بیدل
«جای ما در هر مکان خالیست گویا رفته‌ایم.» #_بیدل

با مشکلاتی که یکی رد دیگری بر سر من می‌آید، باید صبر زمین را می‌داشتم.