فرنگیس
Kanalga Telegram’da o‘tish
It's Mahbube. 🎨 https://www.instagram.com/mahbubeti?igsh=ZGhzazRta3gzaW1p https://pin.it/772bhjg6O
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
242
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
242
سندرسون پیشنهاد میکنه نویسندهها کمِ کم کتاب سومشون رو منتشر کنن.
میگفت کتاب اول رو هم، ویرایش تازه سوم رو تازه بدین یکی از نزدیکاتون بخونن نظرشون رو بگن.
اگه درست یادم باشه خودش اولین چیزی که منتشر کرده، کتاب شیشمی بوده که نوشته.
نگاه به کتاباش میکنم میبینم اصلا کمالگرایی بد نیست.
برای همین مشتاقم ببینم ادپتیشن میستبورن و استورملایت که قراره با همکاری اپلتیوی ساخته بشه چی از آب در میاد.
242
جلد اول خاطرات یک خوناشام رو خوندم
اول بگم که اصلا سریالش نمیشه
بعدم احتمالا شنیدین که چقدر فرق داره با کتابش
ولی اونقدر drastic نیست
یعنی خیلی چیزا همونه و خیلی چیزا همون نیست
اول از همه احتمالا اینو شنیده باشین که الینا بلونده
بله و خیلی زیبا، ملکه دبیرستانه
چشم همه دنبالشه
و فکر کنم دلیل اینکه مرگ پدر مادرش تو سریال انقدر نزدیکتره و کرولاین حسودیش میشد و میگفت همه ترحم میورزن بهش، به جبران اون توجه از سر زیباییهست
آره، تو کتاب پدرومادرش سه ساله که مردن.
جرمی رو نداریم. یه آبجی کوچولو داره. خیلی کوچولو. بچهست.
اسم جنا هم جودِسه. آه جنای عزیز.
یه دوست چهارمی هم داره به اسم مردیث.
با کرولین اصلا خوب نیستن. قبلا دوست بودن الان رقیب شدن. تا اینجا.
بانی هم سفید پوست و مو حناییه. منو یاد سفرهای علمی میندازه.
و توصیفاتی که از کاترین میده خیلی معصومانهست.
میگه کاترین kitten بود
الینا پیش کاترین snow tigerهه. یعنی برعکس سریال.
و خلاصه آره
دیمن هم اومد تو داستان
هعی
اوه و ویکی خواهر مت نیست. خیلی رو مخم بود این. مت به اندازه کافی بدبخت بود.
و فیلمش بالغانهتره
کتاباش young adult هه
آها و استفن ایتالیایه
😂😂
خندم میاد به چیزای supposedly جذاب توش.
استفن خیلی خوشبروروئه
روز اول که اومد دبیرستان دل همه رو برد
انقدر از زیباییش تعریف کردن.
حالا خود استفن خاطراتش که یادش میاد، از روی نفسگیر دیمن میگه
که چطور خانوما همیشه در حضور دیمن استیفن رو یادشون میرفته و از خود بیخود میشدن damn it
بعد الینا از وقتی استفن اومده، بیمارش شده. فکر و ذکرش شده استفن. که ما میدونیم چرا.
حالا بار اول که با دیمن رو به رو شد دقیقا گفتش که
But that wasn't the worst thing. For those few minutes, something unbelievable had happened. For those few minutes, she had forgotten Stefan.
میدونید که دارم بخاطر دیمن میخونم.
دوست داشتم جزئیات هم مثل سریال باشه. این قشنگ معلومه revision شده.
وقت نمیکنم بخونم حین کارای یدی صوتیش رو گوش میدم. دوست داشتم بخونم. صداها و لحنها تو سر خودم جذابتر است.
