پرواز خاکستر
Kanalga Telegram’da o‘tish
عشق در دل ماند و یار از دست رفت. سعدی
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
631
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+107 kun
+1730 kun
Postlar arxiv
633
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
دو خوابآلوده بربودند عقل از دست بیداران
نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
چو سیل از سر گذشت آن را چه میترسانی از باران
الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران
گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خوابش نمیگیرد به شب از دست عیاران
#سعدی
633
#شعر_شب
آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
#عطار
