شاید کلئوپاترا 📑
Kanalga Telegram’da o‘tish
به دنبال ساختنِ زیبایی های زندگی @Zeinab651
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
256
Obunachilar
-1024 soatlar
+427 kunlar
+4230 kunlar
Postlar arxiv
Repost from ||𝑨𝒚𝒔𝒂𝒏𝒐𝒍𝒐𝒈𝒚🩺||
بعضی وقتا که از سختی و سنگینی درسا غر میزنم
یادم میفته چقدر برای بودن در این جایگاه تلاش کردم
از همه چی گذشتم
مخصوصا جوونیم
دوستی که میای ناشناس مینویسی خوشبحالت:)
این نتیجه فقط مال امروز و دیروز نیست…
پشتش ساعتهایی خوابیده که هیچکس ندید،
اشکهایی که کسی نفهمید،
و روزهایی که با وجود خستگی ادامه دادم.
هر چیزی که امروز به دست میاد،
جواب تمام اون لحظههاییه که میتونستم جا بزنم و نزدم
پس تو هم جا نزن
باور کن بعدا برای همه چی وقت هس حتی غصه خوردن…🫂🤍
خب بخونیم.
۱۱- ۱۱:۱۵ کتاب
۱۱:۱۵ تا ۱۲:۳۵
۱۲:۴۵ تا ۱۴
۱۴:۱۰ تا ۱۵:۳۰
۱۵:۴۰ تا ۱۷:۰۰
۱۷:۲۰ تا ۱۸:۴۰
استراحت تا ۱۹:۰۰
۱۹:۰۰ تا ۲۱ مشاوره
۲۱ تا ۲۲ درس
۲۲ تا ۲۳ مشاوره
۲۳ تا ۲۴ درس
۲۴ تا ۱ درس
تمرین پارت بندی : روی جزوه ها ابتدای پارت نوشته و با ستاره علامت میزنم. ⭐️
Repost from سِرتِرالین
گفتم: خطرناکتر از دوستِ حسود نداریم واقعا
گفت: چرا داریم. خطرناکتر از دوستِ حسود، دوستیه که باهات رقابت پنهان داشته باشه.
داشتم به جمله ش فک میکردم و تو ذهنم با ادمای دور و برم تطبیق میدادم که ادامه داد:
خیلی وقتا ما بین افراد حسود با چهرههای صمیمی زندگی میکنیم و اگه دقت کنی، میتونی حس حسادت بقیه رو از تو شوخیاشون تشخیص بدی#همینجوری
بعضی وقتا تو زندگیم میبینم عقب گرد که نه ، سقوط کردم.
کاش میشد واقعا همه رو محکوم کنم ، کاش میشد برم یقه خونوادمو بگیرم. ولی بزرگ شدم و خستم.
#یادداشت_های_معمولی
واقعا مضخرف ترین ادم جهانم
چون فهمیدم : صرفا کمالگرایی کردنم باعث این همه بدبختیم شده. :)
#یادداشت_های_معمولی
Repost from لیمو تلخ
هم از مهمونای خودم و هم از ناشناس های اینجا، یک سری پیام داشتم که چرا دسته گلت رو بافتی؟ چرا گل طبیعی که شیک تر بود نگرفتی؟
خیلی قشنگه ها اما آخرش طبیعی یه چیز دیگه س.
میخوام یکی از اخلاقام که بنظرم خوبه رو بهتون بگم. من دوست دارم سبک خودم رو داشته باشم. و این سبک نه برای شوآف و نشون دادن به بقیه س، نه واسه تو چشم بودن و چیزی رو به کسی ثابت کردن.
من دوست دارم بدونم زندگیم اونقدرها قراردادی نیست که نتونم حتی اگر شده یکم، توش علاقه و تمایل خودم رو جلو ببرم.
بافتنی برای من یک هنر نیست، یه بخشی از شخصیتم شده. زندگی میبخشه بهم. دلم میخواست این رو تو یکی از مهم ترین روزهای زندگیم کنار خودم داشته باشم.
همین موضوع سر ناخن هم بود. وای زهرا چرا ناخن هات رو هیچ کاری نکردی؟ لاقل یه برق ناخن که میتونستی بزنی.
نمیخواستم. سبک من نبود.
میخوام بگم واسه سبک خودتون، جسور باشید. آدما مجبورا بپذیرن.
شاید براتون سوال باشه چرا شونصدمین؟
امروز استاد اناتومی مون هر چیزی رو هزار بار ازمون پرسیدن و تکرار کردن و الان یکی از سخت ترین مباحثو نصفشو بلدم🥩💋
امروز آقای تاکسی که وسط راه وایساده بود خیلی محترمانه گفت: کاری نکردم که پول اضافه بدید و حس خوبی بهمون داد. 🚕
امروز کافه چی به احترام درس خوندن منو الهه آهنگ نزاشت و گفت تا هر وقت بخواید میتونید بمونید ( کتابخونه پر بود صب..) 🫶
امروز الهه برام : قهوه☕️ ، آب معدنی 🧊، پن کیکِ وسط صورتی🧁 ، کیکِ تی تاب، کیکِ قدیمیای خوشمزه ، قورمه سبزی مامان پز !🍲
🎲 ( شما جفت شیش ببینید) دیگه.. نمیدونم گرفته بود🌝
امروز ظهر تا رسیدیم کتابخونه ۲ تا جا خالی شد 🥂
امروز دیدم دیشب نوشیدنی عزیزمو نخوردم و تو کیفم مونده - طعمش جدید بود و از همه طعماش بهتر بود. ( محاله من خوردنی نگه دارم!)🥤
امروز مریم در نوشیدنیو باز کرد( یه مصیبتی داشتیم سرش تو کتابخونه ها😂)🍷
امروز من خوابم برده! 🧘♀
امروز مریم تمامِ مشتقات قهوه رو بهم داده و ما تونستیم دقیقا لحظه مورد علاقمون نسکافه بخوریم.🎯
(+ قرصی که یادم رفته بود بگیرمو مریم هم داشت( با مشکل مشابه من🌚) و قرصمم تونستم بخورم. 💊
امروز شوهرم یادش مونده که : من گلمو نبردم , و برام آوردتش کتابخونه. خیلی خوشحال شدم واقعا. 🔮
امروز هم کلاسیام ناهارمو گرفته بودن و من بدون نیاز به آشپزی ناهار هم داشتم ( دوتا داشتم🌝) 🔋
امروز شاگردای خوشگلم گفتن از پس مدیریت روزشون برمیان و نگران نباشم. 🌸
امروز فهمیدم شاگردم با وجود مریض بودنش برنامشو تمام و کمال انجام داده. 🪷
امروز فهمیدم اون یکی شاگردم تشریحیو ۲۰ شده. ⚡️🦢
امروز حالم خوب شد و تونستم با درس خوندن به اضطراب کذایی غلبه کنم.🎋
امروز ندای عزیزم ازم پرسیده چه کتابی خوبه و شونصدتا کتاب بهش معرفی کردم (۲۱ عدد). 📚
