سُرَنْجْ🍊
Kanalga Telegram’da o‘tish
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
212
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
+130 kun
Postlar arxiv
212
پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
زان روی که از جمله گرفتارترم من
روزی که نماند دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار وفادارترم من
بر بی کسی من نگر و چارهٔ من کن
زان کز همه کس بی کس و بییارترم من
بیداد کنی پیشه و چون از تو کنم داد
زارم بکشی کز که ستمکارترم من
وحشی به طبیب من بیچاره که گوید
کامروز ز دیروز بسی زارترم من
212
Repost from سُرَنْجْ🍊
ای ستارهها که از جهان دور
چشمتان به چشم بی فروغ ماست
نامی از زمین و از بشر شنیدهاید؟
درمیان آبی زلال آسمان
موج دود و خون و آتشی ندیدهاید؟
این غبار محنتی که در دل فضاست
این دیار وحشتی که در فضا رهاست
این سرای ظلمتی که آشیان ماست
در پی تباهی شماست!
گوشتان اگر به ناله من آشناست
از سفینهای که میرود به سوی ماه
از مسافری که میرسد ز گرد راه
از زمین فتنه گر حذر کنید
پای این بشر اگر به آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سیاست!
ای ستارهای که پیش دیده منی
باورت نمیشود که در زمین
هرکجا به هر که میرسی
خنجری میان مشت خود نهفتهاست!
پشت هر شکوفه تبسمی
خار جانگزای حیلهای شکفته است
آنکه با تو میزند صلای مهر
جز به فکر غارت دل تو نیست
گر چراغ روشنی به راه توست
چشم گرگ جاودان گرسنهای است!
ای ستاره، ما سلام مان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است
در زمین زبان حق بریدهاند
حق زبان تازیانه است
وانکه با تو صادقانه درد دل کند
های های گریه شبانه است
ای ستاره باورت نمیشود
درمیان باغ بیترانهی زمین
ساقههای سبز آشتی شکسته است
لالههای سرخ دوستی فسرده است
غنچههای نورس امید
لب به خنده وا نکرده مرده است
پرچم بلند سرو راستی
سر به خاک غم سپرده است
ای ستاره باورت نمیشود
آن سپیده دم که با صفا و ناز
در فضای بیکرانه میدمید
دیگر از زمین رمیده است
این سپیده ها سپیده نیست
رنگ چهره زمین پریده است
آن شقایق شفق که میشکفت
عصرها میان موج نور
دامن از زمین کشیده است
سرخی و کبودی افق
قلب مردم به خاک و خون تپیده است
دود و آتش به آسمان رسیده است
ابرهای روشنی که چون حریر
بستر عروس ماه بود
پنبههای داغهای کهنه است
ای ستاره ای ستاره غریب
از بشر مگوی و از زمین مپرس
زیر نعره گلولههای آتشین
از صفای گونههای آتشین مپرس
زیر سیلی شکنجههای دردناک
از زوال چهرههای نازنین مپرس
پیش چشم کودکان بی پناه
از نگاه مادران شرمگین مپرس!
در جهنمی که از جهان جداست
در جهنمی که پیش دیده خداست
از لهیب کورهها و کوه نعشها
از غریو زندهها میان شعلهها
بیش از این مپرس
بیش از این مپرس
ای ستاره ای ستاره غریب
ما اگر ز خاطر خدا نرفتهایم
پس چرا به داد ما نمیرسد؟
ما صدای گریهمان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمیرسد؟
بگذریم ازین ترانههای درد
بگذریم ازین فسانههای تلخ
بگذر از من ای ستاره، شب گذشت
قصهی سیاه مردم زمین
بسته راه خواب ناز تو
میگریزند از فغان سرد من
گوش از ترانه بی نیاز تو!
ای که دست من به دامنت نمیرسد
اشک من به دامن تو میچکد
با نسیم دلکش سحر
چشم خسته تو بسته میشود
بی تو در حصار این شب سیاه
عقدههای گریه شبانهام
در گلو شکسته میشود
شب به خیر
-فریدون مشیری
212
Repost from N/a
گفتی که «روزِ سختی فریادِ تو رسَم»
سخت است کار، بهرِ چه روز ایستادهای ...؟
#خاقانی
212
به قول استادمون طرف جونشو گرفته کف دستش رفته برای من و تو جنگیده، زورت میآد اسمشو بذارن رو کوچتون؟
212
میگه چرا میخوای بری راهیان نور؟ شهدای الآن رو ول کردی چسبیدی به شهدای ۴۰،۵۰ سال پیش؟ نمیدونم چرا همه چیز رو صفر و صد میبینید. من ناراحتم که معترضین بیگناه برای گرفتن حقشون کشته شدن، در عین حال افتخار میکنم که ۴۰،۵۰ سال پیش عدهای بودن که نذاشتن یه وجب از خاکم دست دشمن بیفته و براشون احترام خیلی زیادی قائلم.
212
همه لا و علی الا
همه عبد و علی مولا
همه اسم و علی معنا
همه جسم و علی جوهر
صبح زیبای زمستانیتون بخیر.
212
قطار نزدیک بود حرکت کنه و من هنوز داشتم دنبال کارت متروم میگشتم، آقای نگهبان خودش واسم کارت زد و من به مترو رسیدم. لبخند میزنم.
212
نمیدونم چتونه که دلتون میخواد به همه چی گیر بدید و از این طریق احساس خفن بودن کنید. قابلیت استوری رو فعال کردن و یه عده دوست داشتن استوری گذاشتنن، ناراحتین نبینین، این چسیا چیه میاین؟ ایستیری نیذیرین. خب تی ایستیری ری بیز نیکین پیرینیسیس.
212
کلید کمد کتابخونهمو گم کردم و اومدم زاپاس بگیرم، خانومه گفت باید تو اینا دنبالش بگردی، یه سری کلید آوردم بیرون و یکم گشتم، یهو کلید کمد خودم افتاد پایین.:))))
