uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

سُرَنْجْ🍊

سُرَنْجْ🍊

Kanalga Telegram’da o‘tish

ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
213
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+130 kun
Postlar arxiv
169430364.mp33.58 MB

+2
133748544.mp36.16 MB

امیدوارم حالت خوب بشه عزیز من، تو مهم‌ترین آدم زندگیمی مامان.

یه سریال خوب که مثل گیم‌آف‌ترونز آدمو تو خودش غرق کنه معرفی کنید: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137

تقریبا هربار که می‌رم اکسپلور ۴ ۵ بار این سکانس رو می‌بینمش.

بدا به حال شما که شعرها رو نمی‌خونید... از ری‌اکت‌هاتون مشخصه که چقد تک‌خطی شدین.

امیدوارم محبوبم شیوه‌های نگهداری از گل‌ها رو بلد باشه چون من با بی‌توجهی می‌پژمرم. البته نه فقط من، هر خانومی نیاز به توجه محبوبش داره.

چندتا خانم مسن در میوه‌فروشی وایستادن و دارن درمورد گل‌هاشون با هم صحبت می‌کنن و به هم شیوه‌های نگهداری از گل‌ها رو می‌آموزن. حرف‌هاشون بوی زندگی می‌ده.

02 Call My Name.mp313.42 MB

هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد آن کس که دلی دارد آراستهٔ معنی گر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزد گر سیلِ عِقاب آید شوریده نیندیشد ور تیرِ بلا بارد دیوانه نپرهیزد آخر نه منم تنها در بادیهٔ سودا عشقِ لبِ شیرینت بس شور برانگیزد بی‌بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت بی‌مایه زبون باشد هر چند که بستیزد فضل است اگرَم خوانی، عدل است اگرَم رانی قدرِ تو نداند آن کز زجرِ تو بگریزد تا دل به تو پیوستم راهِ همه در بستم جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد سعدی نظر از رویت کوتَه نکند هرگز ور روی بگردانی در دامنت آویزد https://www.aparat.com/v/0j7Rp

روز بدت که برسه خر هم نصیحتت می‌کنه.

-ابن یمین
-ابن یمین

امروز به عنوان مهمان رفتیم سر کلاس سبک‌شناسی نثر ۲ :)))

200ta شدیم.🥳🧡

درواقع هم‌دوره هم بودیم تقریبا.

دوران سردبیری من در نشریه‌ی ادبیات عین دوران ریاست جمهوری پزشکیان بود، همش اوضاع قاراشمیش بود، نمی‌تونستم هیچکاری کنم، هرکاری می‌کردم نمی‌شد و... حالا که پزشکیان داره استعفا می‌ده به نظرم وقتشه منم استعفا بدم.

مرده بودم اما هنوز نمی‌دونستم که مردم، هی می‌گفتم این کرم‌ها چرا از تو دماغ من می‌رن بالا؟ بعد نمی‌تونستم کاری کنم.

حالا چه کردم؟ از خواب پریدم اومدم تو گوشی.

خواب می‌دیدم کرم از تو دماغم می‌ره بالا، صدای هاپ هاپ سگ می‌آد، آبای ماگم ریخته رو غزلیات سعدیم و تو ذهنم دارم می‌گم "من جوونیمو پای سوشال مدیا دادم رفت". بله مرده بودم، واقعا خواب وحشتناک و قابل تاملی بود.

مادر بت‌ها بت نفس شماست!