اغما؛
Yopiq kanal
سبز نماندیم ، ساقه هایمان شکست . " https://t.me/Hiinoyochat_bot "
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
201
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-9030 kun
Postlar arxiv
201
شاید سکوت من آرامش نبود؛ آخرین ایستگاهِ فرسودگی بود.
نمیدانم نامش چه بود؛ دلبستگی، دلشکستگی، عشق یا نفرت؛ شاید همهی اینها در من، هم زمان مُردند.
فقط میدانم احساسی که برای من یک جهان بود، برای تو حتی به اندازهی یک لحظه درنگ هم ارزش نداشت.
من برای تو همیشه همان نوری بودم که در تاریکی به یادش میافتادی؛ و تو برای من، تمام روشناییِ خانهای بودی که سالها در آن زندگی کردم.
من تو را در تمامِ انتخابهایم برگزیدم، بیآنکه بفهمم خودم مدتهاست در هیچکدام از انتخابهای تو جایی ندارم.
تو نبودنم را زمانی حس کردی که دیگر چیزی از آن آدمِ همیشه منتظر باقی نمانده بود.
و من، نه از سرِ بیعشقی، بلکه از سنگینیِ دوست داشتن که دیگر تابِ یک طرفه ماندن نداشت، آرام آرام از تو و از تمامِ «ما»یی که هرگز واقعاً وجود نداشت، عبور کردم.
