Bury me at makeout creek.
Kanalga Telegram’da o‘tish
338
Obunachilar
-124 soatlar
+67 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
Repost from 🌈Lonely Witch Palace
این پیام رو فوروارد کنید بهتون بگم با چه فیلم یا سریالی یادتون میوفتم💘.
اگه یه روز پولدار شدم یکی رو استخدام میکنم من چرت و پرت بگم اون گوش بده.
کنکوریها مطمئنم همه فردا اسلی میکنید نگران نباشید💞💞💞
دیگه اینم بدید بعدش آزادید😭
The thing about mitski is that she chooses five major chords and puts the most devastating lyric on them.
"I always wanted to die clean and pretty, but I'd be too busy on working days
So I am relieved that the turbulence wasn't forecasted
I couldn't have changed anyways"
دوست مشترک نقاششون، دلاکروش؟ (Delacroix) هم ازشون کنار هم یه نقاشی میکشه که شوپن توش داره پیانو میزنه و ژرژ ساند نگاهش میکنه و یه چیزی میدوزه. ولی اون نقاشی در حد اسکچ باقی میمونه و بعدها دو تیکه میشه و کاملش میکنن و تبدیل به نقاشیهای جدا از شوپن و ژرژ میشه که نقاشی شوپن الان تو موزهٔ لوور، و نقاشی ژرژ تو موزهٔ کپنهاگنه.
کلا تو اون مدت ده سالی که با هم بودن، هردو نفر بهترین آثار هنری خودشون رو ساختن و الهامبخش همدیگه بودن.
ژرژ ساند در مورد شوپن میگه
"I must say I was confused and amazed at the effect this little creature had on me... I have still not recovered from my astonishment, and if I were a proud person I should be feeling humiliated at having been carried away".
حالا در نظر داشته باشید اینا همه مال دویست سال پیشه. اون موقع ناپلئون هنوز تو فرانسه بود. راستش احساس میکنم وضعیت جامعهشون از جامعهٔ الان ایران بدتر هم نبود.
بعدها در مهمونی خانم Marie d'Agoult (که ایشون هم معشوقهٔ فرانتز لیست و یه فمنیست بود) شوپن رو میبینه. شوپن اول ازش بدش میاد و میگه:
"What an unattractive person la Sand is. Is she really a woman?"
بعد خانم ژرژ ساند از شوپن خوشش میاد و از یکی از دوستاش میخواد که یواشکی بره ببینه شوپن با کسی رابطه داره یا نه =)))
یه مدت بعد هم رابطهشون رو شروع میکنن و حدود ده سال تا نزدیکای مرگ شوپن باهم زندگی میکنن. ژرژ از شوپن ۶ سال بزرگتر بود و بچه هم داشت و این دوتا هم رابطهٔ محکمی داشتن ولی خب ازدواج نکردن و از نظر جامعهٔ اون موقع، کلا رابطهٔ عجیبی به حساب میومد.
ساند با خانم ماری دروال (Marie dorval) که بازیگر تئاتر بود هم از اون رابطهها که مورخها بهش میگن «یه دوستی خیلی صمیمی زنانه» داشت =)
باهمدیگه رو یه سری نمایش کار کردن و برا هم نامه مینوشتن و تو یه سری توصیفات عمیقا عاشق همدیگه (smitten) توصیف شدهن. معشوق اون زمانِ خانم ماری دروال بهش میگه از ژرژ ساند دور بشه و در توصیف ژرژ ساند، از عبارت "that damned lesbian" استفاده میکنه =)
یکی از معروفترین نویسندههای دورهٔ رمانتیک اروپا بود. طوری که وقتی ۲۷ ساله بود از ویکتور هوگو هم مشهورتر بود.
ساند همیشه کلیشههای جنسیتی رو با کارهاش و لباسهاش به چالش میکشید. اسم مستعاری که برای نویسندگیش انتخاب کرده (یعنی همین ژرژ ساند) یه اسم مردونه بود و با این که تو زندگی خصوصی معمولا رفتارهاش زنانه توصیف میشن، تو اجتماع خیلی از رفتارهایی که اون موقع مسکلین و مردونه به حساب میومدن رو انجام میداد. تو بعضی از بخشهای زندگینامهش برای خودش ضمایر مردونه و تو بعضی بخشها ضمایر زنونه استفاده کرده.
ژرژ ساند یه نویسنده و منتقد و شخصیت سیاسی فرانسوی بود که بخاطر فعالیتهاش برای حقوق زنان و همچنین حقوق قشر کارگر معروف بود. بخش زیادی از جامعهٔ اون موقع اون رو «رسواییآمیز» میدونستن، چون ساند شلوار و لباسهای به اصطلاح مردونه میپوشید (میگفت راحتتره و هزینهش هم کمتره) و تو جمع سیگار و پیپ میکشید و زندگی شخصیش مطابق میل اشراف نبود.
