پـژواک ـہاے دࢪیـ︪︩ـــا
Kanalga Telegram’da o‘tish
🐚 ׁ𝂊 ،پنهان در مه اندیشههای یک ذهن در جستجوی آرامش. ׁ .......... http://t.me/Chevalet_bot?start=ETuBkHjXKHej
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
289
Obunachilar
-124 soatlar
+67 kun
+430 kun
Postlar arxiv
𓂃❨˖ ₊ ⊹· 𝖼𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 !
این پیم رو فوروارد کنید تا شما رو به یک سحابی تشبیه کنم و بگم چرا.﹙☕️﹚ ⋆
-ظرفیت: تا وقتی خط بخوره. ⸼ ۫
-اسپم نباشه چنلتون که بتونم وایب بگیرم. ^^
﴿جواب چالش.﴾
دلمون برای چالش تنگ شده بود
چند روز دیگه ی چالش میذارم موندم اینکه علمی باشه یا اساطیری
Repost from N/a
「Challange!🏺」
این پیام رو تو چنلتون فوروارد کنید تا بر اساس وایبی که از چنلتون میگیرم یکی از داستان های یونان باستان(اساطیر یونان) رو براتون بنویسم و در حد دو سه جمله بگم که چرا اون داستان رو براتون انتخاب کردم.
لیمیت: تا وقتی خط بزنم. چک کنید. اگه صبر کردن بیشتر یا حدود یک هفته براتون سخته ممنون میشم فوروارد نکنید. چنل های پرایوت لینکاتون رو تو بات بفرستید. اگه دوست ندارید لازم نیست جوین باشید3>
اگر در زندگی چیزی یا کسی را از دست دادی
اما در عوض خودت را پیدا کردی
تو یه برندهای...
- پائولو کوئیلو
Repost from تراپی رایگان | با هاول ۪۫❁
˙ ✨ 양 ?!
◌ 🍥 . ︶ 🖇 بو کردن گل های تازه، راه رفتن روی چمن ها، بغل کردن درخت ها و گوش دادن به صدای آب جاری رودخونه تو یه لول دیگه از تراپیه ໒꒰ ᴖ ˔ ᴖ ꒱ఎ 💒🌸
«رهایش کردم. حالا خودم هستم!
نقاشی میکنم، اینبار خودم را میکشم؛ دست در دست خودم.»
فریدا کالو
"من و كي؟" من و منتال هلث. من و يك دنيا پول باد اورده. من و كلي مسافرت خارج از كشور. من و لباسای برند و لوازم ارايش اورجينال.
•°彡nyctalgia :
°• اسم آرتیست نیکتالجیا هست...
به معنی:"دردِ شبانگاهی". اصطلاحاً دردهایی که در هنگام خواب به ذهن و تنت سرازیر میشن.
☁️𝒘𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓𝒄𝒆𝒂𝒓𝒊𝒈
وینترسیریگ
یه وقتایی پیش میاد که غمت وزنش از خودت بیشتره.انگار تو درون اونی، نه اون درون تو.
نمیتونیبه کسی بگی، چون حتی بلد نیستی چی بگی و خودتم نمیفهمی که چته.
تو انگلیسی کهن بهش میگن وینترسیریگ یعنی
"زمستان غمگین"؛ احساس یک غم و اندوه عمیق قابل مقایسه با سرمای زمستان.
ساکت، زیبا، تاریک و عميق.
Repost from N/a
--------------------------------------------------------------
مردم در این جشن تارهای هفت رنگ ابریشمی رو با رشته نازکی از سیم زرین میبافتن که اسمش "تیروباد" بود
کودکان تیروباد به مچ دستشون میبستن و در کوچه ها میدویدن و شعر میخوندن و آب بازی میکردن
البته همه از بزرگ تا کوچک تیروباد به دستشون میبستن و تا آخر جشن از دستشون باز نمیکردن.
--------------------------------------------------------------
