αƚαɾαxყ
Yopiq kanal
جایی که شخصیتهای خلق شدهی ذهنم، به جای من حرف میزنن، عاشق میشن و میمیرن! If you wanna talk: @a7taraxyjkbotbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
296
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-107 kun
+7330 kun
Postlar arxiv
296
+1
به محض اینکه دو قرونیاش افتاد، به مچ پسر چنگ زد و نگاهشون قفلِ هم شد. جونگکوک که سعی داشت، لبخندش رو کنترل کنه، مثل همیشه نیشخند زد و ابروش رو بالا انداخت. _ اوه متاسفم که خواب شیرینت، بهم ریخت و تلخ شد کیم! عمدی نبود! تهیونگ که هنوز منگِ خواب و چشمهاش خمار بود، با چهرهی جدیاش متقابلا ابروش رو بالا داد و سرتاپای پسر رو بعد از چند روز اسکن کرد. _ ولی متاسف بنظر نمیای جئون.-spoil of next part- #MME
296
_ چشمات چرا قرمز شده؟
+ تا صبح بیدار بودم.
_ گریه کردی؟
+ مهمه واست؟
_ نه نیست.
+ پس نپرس، دخالت نکن، نرو رو مخم.
#ivy
296
I just published "pt.6" of my story "𝑴𝒚 𝑴𝒐𝒎𝒎𝒚'𝒔 𝑬𝒙". https://www.wattpad.com/1649683596?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=NOVAjkthprs
#MME
