uz
Feedback
غَرِیْبْ

غَرِیْبْ

Kanalga Telegram’da o‘tish

• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat

Ko'proq ko'rsatish
Eron150 049Toif belgilanmagan
202
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1730 kun
Postlar arxiv
امیدواران دست طلب ز دامن دوست اگر فروگسلانند در که آویزند - سعدی  |  غزل ۲۳۲ (۲)  | آهیّات

روندگان مقیم از بلا نپرهیزند گرفتگان ارادت به جور نگریزند - سعدی | غزل ۲۳۲ (۱) | آهیّات

به دامنت نرسد دست کس که جلوهٔ ناز تو را به بام فلک برد و نردبان برداشت! - ‌شاپور ‌تهرانی | آهیّات

Arshiyas Behet Migam.mp37.14 MB

به قول برادر :
بیخیال من اصلا مهم نی چی بشه ؛ ما بهم نمیرسیم تو به زندگیت برس ...

در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ - حزین ‌لاهیجی | آهیّات

نترسم که با دیگران خو کنی، تو با من چه کردی که با او کنی. - صائب تبریزی | آهیّات

«تو را دوست داشتم، مثل وطنم که هرکاری هم می‌کرد و هرجایی هم که می‌رفتم، باز به آن برمی‌گشتم.»

‏تو دلت برام تنگ نشد، دلت نخواست آهنگایی که گوش دادی رو برام بفرستی ؟! یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد درباره‌ش باهام حرف بزنی؟ تو اصلا نگران حالم نشدی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟

مگر فایده‌ای هم دارد! به درختی که تبدیل به هیزم شده بگویی باغبان پشیمان است! - جمال ثریا

از ورطهٔ ما خبر ندارد آسوده که بر کنار دریا‌ست - سعدی | غزل ۴۴ (۹) | آهیّات

نالیدن بی‌حساب سعدی گویند خلاف رای دانا‌ست - سعدی  | غزل ۴۴ (۸)  | آهیّات

روزی تر و خشک من بسوزد آتش که به زیر دیگ سودا‌ست - سعدی  | غزل ۴۴ (۷)  | آهیّات

هر آدمیی که مُهر مِهرت در وی نگرفت؛ سنگ خارا‌ست - سعدی  | غزل ۴۴ (۶)  | آهیّات

چشم چپ خویشتن برآرم تا چشم نبیندت به جز راست - سعدی  | غزل ۴۴ (۵)  | آهیّات

در روی تو سِرِّ صُنعِ بی‌چون چون آب در آبگینه پیدا‌ست - سعدی  | غزل ۴۴ (۴)  | آهیّات

گویند نظر به روی خوبان نهی‌ست؛ نه این نظر که ما راست - سعدی  | غزل ۴۴ (۳)  | آهیّات

ما را سر باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آنجا‌ست - سعدی  | غزل ۴۴ (۳)  | آهیّات

فراش خزان، ورق بیفشانْد نقاش صبا، چمن بیاراست - سعدی  | غزل ۴۴ (۲)  | آهیّات

بوی گل و بانگ مرغ برخاست هنگام نشاط و روز صحرا‌ست - سعدی | غزل ۴۴ (۱) | آهیّات