uz
Feedback
غَرِیْبْ

غَرِیْبْ

Kanalga Telegram’da o‘tish

• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat

Ko'proq ko'rsatish
Eron150 049Toif belgilanmagan
202
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-1730 kun
Postlar arxiv
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی - سعدی | غزل ۶۱۵ (۱) | آهیّات

ولی من یادم نمیره که ؛ تو چه شرایطی بودم ، تو ازم فاصله گرفتی ...
-آهی

بلاتکلیف بودن خیلی بده ، آدما رو کرخت میکنه .

تمام شعر هایم از خیال بودنت میجوشد ؛ فکرش را بکن ، اگر خودت بودی چه میشد ؟
-آهی

تنهایی پا رو گلوم گذاشته و هِی فشار میده ؛ احساس خفه‌گی ، ترس ، دلهره ، دلتنگی ، و... دارم .
-آهی

دل‌تنگم برای نشاندن گل سرخی لابه‌لای گیسوانت ...
-آهی

خوش‌به‌حالت شاملو.

و عشقت پیروزی آدمی‌ست هنگامی که به جنگِ تقدیر می‌شتابد و آغوشت اندک جایی برای زیستن، اندک جایی برای مردن و گریزِ از شهر که با هزار انگشت به وقاحت، پاکیِ آسمان را متهم می‌کند. - احمد شاملو | آهیّات

+1
Mohsen-Chavoshi-Khodahafezi-Talkh-(Shahrzad)-320.mp39.19 MB

Mohsen-Chavoshi-Divooneh-Shahrzad-320.mp310.52 MB

از این اریب‌نگاهان حذر که ناوکشان به هر دلی که رسد راست از جگر گذرد - ‌غالب ‌دهلوی | آهیّات

به قول برادر :
شاید همین خاطره ها جون‌مون رو بگیرن.

سعدیا سرمایه‌داران از خلل ترسند و ما گر بر آید بانگ دزد از کاروان آسوده‌ایم - سعدی | غزل ۴۳۳ (۱۰) | آهیّات

رنج‌ها بردیم و آسایش نبود اندر جهان ترک آسایش گرفتیم این زمان آسوده‌ایم - سعدی  |   غزل ۴۳۳ (۹)  | آهیّات

موج اگر کشتی برآرد تا به اوج آفتاب یا به قعر اندر برد ما بر کران آسوده‌ایم - سعدی  |   غزل ۴۳۳ (۸)  | آهیّات

گر سیاست می‌کند سلطان و قاضی حاکمند ور ملامت می‌کند پیر و جوان آسوده‌ایم - سعدی  |   غزل ۴۳۳ (۷)  | آهیّات

Ovozli xabar00:37

باغبان را گو اگر در گلستان آلاله‌ایست دیگری را ده که ما با دلستان آسوده‌ایم - سعدی  |   غزل ۴۳۳ (۶)  | آهیّات

برق نوروزی گر آتش می‌زند در شاخسار ور گل افشان می‌کند در بوستان آسوده‌ایم - سعدی  |   غزل ۴۳۳ (۵)  | آهیّات

هر چه در دنیا و عقبی راحت و آسایش است گر تو با ما خوش درآیی ما از آن آسوده‌ایم - سعدی  |   غزل ۴۳۳ (۴)  | آهیّات