uz
Feedback
کصخل خونه

کصخل خونه

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 413
Obunachilar
-1324 soatlar
+8887 kunlar
-20 29830 kunlar
Postlar arxiv
تو چه کصخلی هستی که اخلاقت شبیه نادره

نه

نادر تویی؟

نه

صبر کن

کیرخر

عهههه حدسم تقریبا درست بود

بعدش موز میکنن پیدا میکنن آدم خوار ها هم میکنم تون کونشون

اولین نفر ترکه میاد که همراه خودش خیار اورده بود بهش میگن باید هر ده تا خیارو بکنی تو کونت جیکت هم درنیاد اگه خندت بگیره یا صدایی ازت دربیاد میکشیمت ترکه سر خیار چهارم صداش درمیاد میکشنش

ادمخوارا بهشون میگن برید از داخل جنگل ده تا میوه بچینید بیارید

یه روز کورده و تورکه و لره سفر میکنم با کشتی بعدش کشتیشون غرق میشه توجزیره ادم خوارا گیر میوفتن

پاورقی: دانشمند چهارم کورد بوده

کصشر ننویس حوصله ندارم

ریدی به کل داستان جاکش

سپس دانشمند چهارم عصبی شد و به همه ی انها تجاوز سختی کرد و دراخر هر سه تا دانشمند اولی راهی بیمارستانی شدند که چاله ای جلوش نبود و برادر دانشمند سوم بعد یه مدت همراه رفیقاش دنبال دانشمند چهارم میرند و میدزدنش و به دفعات متعدد بهش تجاوز میکنند و دراخر کیرش رو میبرند و به خوردش میدند و یک روز دانشمند چهارم که خسته شده بود زبون خودشو گاز میگیره و از خونریزی میمیره

دانشمند سوم که داشت به حرفای اینا گوش میداد گفت حقمونه واقعا بهمون بگن خر احمقا چرا این همه هزینه اضافه و الکی بکنیم ما باید یه چاله روبه‌روی یه بیمارستان که قبلا ساختین باید بکنیم

دانشمند دوم گفت احمق چرا یه امبولانس کنار چاله بزاریم ممکنه دیر برسه بیمارستان و تلف بشه بیمار باید یه بیمارستان کنار چاله بسازیم

دانشمند اول آمد گفت یه آژانس یا آمبولانس اماده بزاریم کنار چاله تا هروقت کسی اسیب دید ببریمش بیمارستان