Siuki
Kanalga Telegram’da o‘tish
401
Obunachilar
-324 soatlar
-47 kun
-130 kun
Postlar arxiv
401
الانم ن اینکه اینطوری نباشه
ولی اولین برخوردم با پارک لاله و بازار چه لاله اون اوایل ک تهران اومده بودم
یا روز اولی ک رسیده بودم تهران و خوابگاه رو تحویل گرفته بودم تنها
نمیدونم چی نگهم میداشت یا چ توقعی از خودم و چند سال ایندم میتونستم از خودم داشته ولی هر چی ک بود می ارزید ب هر کاری ک انجام دادم اون بازه
و خوشحالم از تجربیاتم و انسان هایی ک شناختم و دوستایی که برام رقم خوردن و الان ک ازشون دارم دور میشم
نبودشون رو بیشتر از هروقتی دارم حس میکنم
اگر دوستانی دارید توی زندگیتون ک تا الان پشیمونتون نکردن
قدرشونو بدونید و بهشون عشق بدید و دریافت کنید
چشم ب هم میزنیم میبینم چند سال گذشته و افتادیم تو زندگیمون و داریم مرور میکنیم همه چیو همین خاطرات خوش رو همین کنار هم بودن رو
به ترم اول ک فکر میکنم دلم میلرزه
چقد همه چیز بهاری بود و خاص ترین تجربه من از زندگیم بود از تک تک لحظه هاش لذت بردم
401
یاد ترم اول افتادم خوابگاه و ادم و دوستغ های اون تایم
چقد یخورده زندگی بیشتر رنگ میداد در گیر هیچی نبودیم همینطوری میتاختیم 🤣🤣
401
خانواده
بی پولی
بلاتاکلیفی ک چ گوهیه داری میخوری باز زندیگت مرد
پاشو کار کن پول در بیار
از طرفیم خوشحالم البته زندگی غیر قابل پیشبینی و کصشر. اما ی سری وقتا زندگی حقیقتو میکوبه تو صورتت یکم درد داره
باید گذر کرد هرچند
401
t.me/HidenChat_Bot?start=1829601495
از تهران زدیم بیرون دوباره حس های منفی و full of shit اومدن سراغم
401
اگه قرار باشه به یه کنکوری یه تجربه بگی به نظرت می ارزه برای دانشگاه هنر تهران خودشو به آب و آتیش بزنه؟
