uz
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Kanalga Telegram’da o‘tish

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
375
Obunachilar
-624 soatlar
+107 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
Ovozli xabar01:12

Ovozli xabar01:09

ببین جمهوری اسلامی مانا نیست از بین میره این رو من نمیگم تمامی اساتید و کارشناسان علوم اجتماعی میگن ولی خوب مردم تو ایران دیگه نمیتونند به شخص دیگه ای اعتماد کنن و به قول شما دنبال یک دمکراسی واقعین که هیچ کسی قدرت کافی برای تبدیل شدن به دیکتاتور رو نداشته باشه به نظرم این فقط به بعضی از مردم میتونه انگیزه بده که ادامه بدهن مطرح کردن رضا پهلوی از نظر من باعث افزایش طول عمر حکومت میشه چون مردم میگن خر همونه فقط پالانش عوض میشه و دلسرد میشن اما اگه به مانند الان امید یک دمکراسی کامل را داشته باشن قطعا سکوت نمیکنن مردم نمیخوان عمامه بره تاج بیاد و مطرح کردن رضا پهلوی در اذهان عوام این فکر را میندازه که عمامه بره و تاج بیاد و یکی دیگه بیاد مثل خمینی و یه هو انقلاب رو مصادره کنه و روز از نو روزی از نوتر البته طی شعار ها و اعتراضات اخیر زیاد مطمئن نیستم چون اکثریت با اومدن رضا پهلوی موافقن ببین خمینی اون سالی که اومد گفت این انقلاب مال مردم و سیاست بایستی دست سیاسیون بیفته بعد که به قدرت رسید دید چه مزه ای داره کلی حزب و دسته رو زد کنار و شد رهبر و ... سال ۶۸ خامنه ای اومد گفت من شایسته این مقام نیستم و رهبر موقتم و بعد از ۴۰ سال هنوز جایگاهش رو داره میدونی بحث بحث قدرته بحث شیرینی قدرت وقتی زیر دندون کسی اومد حاضر نیست از دستش بده میکشه میزنه تا از دستش نده حالا پهلویم‌ همینه در گرو حرفتون یاد دکلمه کتاب اشک تمساح صادق هدایت افتادم که میگفت حقیقت این است که اگر امروزه ملت بی‌پشت و پناه و سرپرست است و کسی به فکر او نیست از دو راه یکی را باید انتخاب کند یا تا جان دارد رنج ببرد و جور آقابالاسرهایش را بکشد که به ریششون بخندند یا اینکه علیرغم عقیده ناجیان فداکارشون ثابت کنن که حق زندگی دارن خوب چرا اصلا باید یا شاه رییس باشه یا شیخ چرا دیپلماسی و مردم سالاری با خصوصی سازی در راس هرم نباشه وقتی همه چیز با شاهو شیخ پیش میره معلومه بدنبالش اقتصاد دستوری و رانت و پارتی بازی هم هست متاسفانه ایران پتانسیل سلطنت رو سالها از دست داده این قضیه سلطنتم در قالب مشروطه بولد شده و به‌دروغ دوتا شعار رضاشاه روحت شاد سازماندهی شده خارج رو تعمیم میدن به‌خواست مردم و وکالت ملی که برای نمایندگی از مردم ایران داده شده (و از اساس غلط هم هست) رو به‌نفع شاهنشاهی و مشروطه‌خواهی تحریف می‌کنن وضع خیلی خرابه و نگرانم که حتی تغییر نظم سیاسی ایران باعث اشفتگی های داخلی هم بشه صد البته که تا حدودی سلطنت هم مخالفان میلیونی در ایران داره و در نتیجه اعتراض و ناکارامدی و نابسمانی وووو پیش روی کشور خواهد بود اینووو درک نمیکنم چرا سلطنت باید شکل بگیره بابااا چرا باید یک شاه و شاهزاده ای باشد تا بر ما حکمرانی کند وقتی بهترین سیستم های فعلی جهان بر پایه دموکراسی هستتت

اتفاقی که از اینستاگرام رد می‌شدم...
اتفاقی که از اینستاگرام رد می‌شدم...

پاچه هم را نگیریم؛ شاید دلی در گیر و دار انقلاب هوس کرد عاشق شود و خودش را ببازد. انقلاب‌های شکست خورد همه در مسیرشان از رو قلب‌های شکسته عبور کردند... [دوستَتَ دارم...]

Dariush-Velaayat-256.mp38.60 MB

عزیزوطن غریب وطن بی نوا وطن

تا اطلاع ثانوی ‌میرویم فکر کنیم و زندگی، شاید چاره در خلوت انسانی باشد که با امید به رهایی می‌اندیشد... [خداحافظی با انجمن ادبی نصفه شب تا بعد]

می‌دانی وطن چیست صفیه خانم؟ وطن یعنی نباید همه این‌ها اتفاق می‌افتاد... غسان کنفانی از کرانه باختری

اگر خیابان از صدای ما با مهر گذر می‌کرد اگر یک روز کمی امید داشتم به کمی بهتر منو دنبال کن من نمیمیرم از این خونه اگه سپیده تاریکه، روییده بر آفتاب لاله آسمان تپید و خاکسترش را بر ما بارید خاک لای کفن سفیدش آرام خوابید سگ کی بود ترس؟ فریاد می‌زنم این پسر می‌ایستد به سان کودکی برای برف در هر لحظه که زهر بود بهترینم بود به جای هرکه رفت؛ هرکه نبود... @about_ali_2002

رایمون جایی با این مضمون نوشته بود:《که ما مردم این سرزمین انگار فراموش کرده‌ایم که همه انسانیم همه مسئولیم؛ مدام در ذهنمان خودمان را تبرعه می‌کنیم و همه چیز را گردن دیگران می‌اندازیم؛ باید پذیرفت که اگر حس می‌کنیم حقی از ما پای مال شده اول از خودمان شروع کنیم بعد توقع داشته باشیم دیگران خودشان را بخاطر ما بی‌اندازند جلوی گلوله یا شغلشان را از دست بدهند یا ممنوع تصویر شوند.》 [یعنی این خرد جمعی ملت ایران بیدار می‌شود]

بیضایی مُرد؛ صدا سیما دارد باشو را پخش می‌کند همانکه ماهی موقع خداحافظی سفارش دیدنش را به من کرد. [ملتِ مرگ؛ بمیرید تا ارج نه
بیضایی مُرد؛ صدا سیما دارد باشو را پخش می‌کند همانکه ماهی موقع خداحافظی سفارش دیدنش را به من کرد. [ملتِ مرگ؛ بمیرید تا ارج نهند تا بزرگداشت بگیرند تا حالتان را بپرسند]

باید بگم هیچگاه نخواهیم فهمید چطور می‌توان همزمان آریایی بود و مظاهر مذهب را مسخره کرد و با کاج کریسمس توی کافه عکس تمام قد گرفت... [ملانصرالدین کاتولیک می‌شود]

Ovozli xabar02:25

سکوت، تیر خلاص شب‌های تنهایی است؛ درست شبیه باختن لباس محبوبت سر بازی دربی که تا میاید یادت برود همان رفیق شفیقت را با لباست می‌بینی. باید یکجایی، یک ارگانی باشد گواهینامه سکوت و تنهایی برای آدم‌ها صادر کند؛ باید یک دو واحدی از دروس عمومی مزخرف کم کنند و به تنهایی اختصاص دهند؛ ما واماندگان بشر دست خودمان به زمین زمان چنگ می‌زنیم و دیگران را از خودمان فراری می‌دهیم. ما فقط بلد نیستیم تنها بمانیم و بهمان صدای بیییییب معروف سکوت گوش کنیم و قانع باشیم. [اینجا من از دیوار خواهش می‌کنم که از دیوار بودن خودش را بازخرید کند و بشود همدم شب‌های تار من]

اگه دیدی باز آدمی تکیه داده با یه بغض بر درختی نه، عاشق نیست اگه دیدی که رو به ترس با تفنگی توی دست ایستاده نه، قاتل نیست این خیالی که تا ابد گوشه‌ی ذهنت مثل برگ داره می‌خشکه نه، باطل نیست اگه این قصه آخرش ساده می‌شه با دروغ شک نکن نه، کامل نیست... @about_ali_2002

روزگارم را با تماشای این مفاخر قرن بیستم سپری می‌کنم؛ همانجا که چیزی را جا گذاشتیم...
+1
روزگارم را با تماشای این مفاخر قرن بیستم سپری می‌کنم؛ همانجا که چیزی را جا گذاشتیم...

وقتی نیچه نِ‌گَریست... [۴دی سال چهار؛ فلکه دوم دانشسرا]
+1
وقتی نیچه نِ‌گَریست... [۴دی سال چهار؛ فلکه دوم دانشسرا]

ساعت هفت و پنجاه و شش دقیقه اینجا یک نفر هست که سال‌ها فقط انتظار می‌کشد که یک نفر پیدا شود که درکش کند و ترکش نه. چون مامان نمی‌تواند حتی بفهمد چقدر هوا روی موتور سرد است؛ یا اینکه من باید بروم سر کار و باید بخوابم؛ سال‌هاست کسی اینجا توسط هیچکدام از هم خون‌هایش درک نشده و اغیار نیز تنها طردش کردند. [به حدی بی‌اعصاب که...]

به یک دلسوز واقعی نیازمندم یه دوستدار واقعی یکی که با یک غوره سردیش نکند و بایک مویز گرمش نشود یکی در هر حالتی جای برای من در آغوشش و گوشی برای حرف ‌هایم داشته باشد. یک کلام یکی که خالصانه تحملم کند...