درباره اَلی
Kanalga Telegram’da o‘tish
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
336
Obunachilar
-624 soatlar
+127 kun
+930 kun
Postlar arxiv
336
باور کنید نمیدوستم؛
گذر که به آشپزخونه افتاد گفتم بذار ببینم شام چیه؛ خیلی صریح گفتم:«خدایا عدسی نباشه.»
عدسی بود!
«سفارش حذف و اضافه کردن آپشنای مختلف به زندگی به صورت معکوس داشتید در خدمتم»
336
دردهای عصبی بدنم را احاطه کردند؛ ساعدم دارد خودش را به در و دیوار میکوبد و معدهام معرکه نبرد اسیدها و گازهاست.
«ما حصل آوارگی در دل آفتاب داغ اواخر اَمرداد»
336
عقده این یک بند که بهزاد عمرانی میگی:
به فرض این خونه، خراب شه حتی یادشم، بر آب شه بده دستتو به دست من بذار انگورا، شراب شهروی دلم ماند.
336
Repost from درباره اَلی
https://youtu.be/YP3nUS6oDTo?si=NjbNaizTct-1Hcnp
https://youtu.be/DtIAQd7T3j0?si=tEft_Vd961br4XyQ
از آنجا که خودم رنج کنکور را چشیدم و اهورا کمکم کرد.
336
قطعا با این میزان پول خرج نکردن برای خودم، مقدار زمانی که پس انداز میکردم و هزینههایی که بابت بدهی و قسط دادم.
اگر در هر نقطه ای از جهان بودم هم ماشین داشتم و هم خونه.
«جوان ایرانی ما همه، من هستیم اغلب»
