𝖬𝖺𝗁𝗌𝗎𝗇'ماهسانــ𓂃
Kanalga Telegram’da o‘tish
کلمات را به رقص وا میدارم. ⭒ - 𝘁𝗵𝗲𝘆 𝗱𝗼𝗻'𝘁 𝗸𝗻𝗼𝘄 '𝗮𝗯𝗼𝘂𝘁 𝘂𝘀. 🐋🍜 ماهسانــ یعنی، ماه درآغوشِ خورشیدᯓ ☾𖤓 ⭒ ᴜɴᴋɴᴏᴡɴ : @maahsunn_bot 🐥🌼 ⭒ دفتر خاطراتِ روزهایی که با بنگتن گذشت.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
393
Obunachilar
-124 soatlar
+327 kun
+6630 kun
Postlar arxiv
اونا قشنگترین و بهترین انتخاب زندگی من هستن!
قلبم لبریز از افتخار و شوقه از داشتنشون.
جونگکوکیمون خیلی دل بزرگ و مهربونی داره :)🤍✨
به پستا ریکشنای نازنازی بدین باشه؟🥹🫶🏻
اگه دوست داشتید کامنت هم بذارید! خوشحال میشم🤭💓
این ویدئو رو خیلی یهویی وسط نوشتن گرفتم، و فقط یه گوشه ای از کوه برگه های جوهری شده ی من پایِ این داستانه :)
اینجا یادگاری میمونه، تا روزی که اولین پارت رو منتشر کنم! 🙃✨
وَ... تادااااا :) 🫴🏻✨
فیکشنی که خط داستانیش، چهارسال زمان برد تا اونطور که بتونه من و راضی کنه، شکل بگیره!
داستانی که کلمه به کلمهش رو زندگی کردم، و برای خلق کردنش به دل تاریخ سفر کردم.
تاریخ رو صفحه به صفحه ورق زدم و زندگی عابرهای داستانم رو از دلش کشیدم بیرون..
و اون زندگی حالا داره روی صفحه های سفید، نقشی از خاطره میسازه.
هنوز تا زمان انتشارش مونده، ولی قلب هیجانزده ی من اجازه نداد تنهایی خوشحالی کنم. دلم خواست با شما درمیون بذارم.
ممکنه بعضیهاتون از خیلی قبل تر من و بشناسید، شاید از همون چهارسال پیش. اون موقع ازش حرف زده بودم، یه سری هاتون هنوز به یاد دارید :))
اگر کسی از اون موقع ها هنوز هست ازش خیلی ممنونم که صبر کرده و منتظر خوندنشه. و امیدوارم که در نهایت به دلتون بشینه!
منتظرش باشید، باشه؟ :)
ماهسان دوستتون داره!🫶🏻🤍
شاید آلات گفتنش خیلی زود باشه ولی انقدر ذوقش و دارم که دلم خواست با شما شریک بشم. 🫶🏻
حالا که تونستم برای تولد قند کوچولوم کنارتون مرور خاطرات کنم قلبم آروم گرفت و کم کم میتونم برم بخوابم.. 💗
بخاطر شرایط نت خیلی ناراحت بودم که نتونستم توی پیج چیزی بذارم! ☹️
جونگکوک ایگه ماجا²، جزو خوردنی ترین ها، چلوندنی ترین ها، گازگرفتنی ترین ها، و فشردنی ترین ها بود!
قند و عسل🍞🍯
این ادیت هایی مسیر بزرگ شدنشون رو طی میکنن بغض عجیبی به گلوی من مینشونن.
واقعا گلوم سنگین میشه و نمیتونم حسش رو با کلمات بیان کنم.
