◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹
Kanalga Telegram’da o‘tish
387
Obunachilar
+124 soatlar
+37 kun
+430 kun
Postlar arxiv
نویسنده بودن هم چیز جالبیه، داری خواب میبینی یه مرد کچل دنبالته که شقه شقهت کنه و توی همون موقعیت دنبال کشمکش بیشتر و منطق داستانی میگردی که وقتی بیدار شدی بتونی ازش داستان بسازی.
وقتی بیدار میشی هیچی یادت نمیاد🤲🏻🤲🏻🤲🏻
از سری کارهایی که توی پاییز میخوام انجام بدم و مینویسم تا یادم نره☕️🍂-
یه جوری دارم برای یادگیری زبان فرانسه تلاش میکنم انگار یه سال دیگه ویزای فرانسم میاد.
کاش هیچ وقت امیلی در پاریس نمیدیدم
این داستان: یه چیزی که قیمتش تو بازار سه میلیونه رو در ارزونترین حالت ممکن از اینستا سفارش دادم.
هر آدمی دست کم باید جایی داشته باشد که به آن پناه ببرد. چون گاهی ضرورت تام دارد آدم دست کم جایی برای رفتن داشته باشد.
جنایت و مکافات | داستایفسکی
