uz
Feedback
◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹

◃◂ خٰاطِرٰاتِ کِتٰابـی ▸▹

Kanalga Telegram’da o‘tish

• ارتباط: @Marziyehalishahi_bot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
385
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
+330 kun
Postlar arxiv
به نظرتون اگه به خاطر این قضیه زنگ بزنم از خواب بیدارش کنم کار زشتی‌ کردم؟ بالاخره ارتباط با یه نویسنده متفاوت از آدم‌های عادیه🦦

من شدیداً آدمِ «متن جدیدمو تموم کردم، بدو بخونش‌»ای هستم و ساعت ۲ نصف شب کسی که باید بدوئه و بخونه، خوابه و من الان انگار روی آتیش نشستم. دیگه نمی‌تونم تحمل کنممممممم.

مامان و بابام فکر میکنن مدل رفتار جدیدم تاثیر دوستامه. نمی‌دونن تاثیر کلاس نویسندگی‌هاییه که جدیدا شرکت می‌کنم 😔🫶🏼 وقتی عطیه عطارزاده به عنوان تمرین کلاس بعدیش میگه برید کاری که تاحالا توی عمرتون نکردید رو بکنید؛ یا اون کاری که همیشه می‌ترسیدید انجام بدید. بنده خدا دوستام که بی‌خبر از عالم و آدم متهمن😭😂

جدای از هر جبهه‌گیری خاصی. این چه استبداد و دیکتاتوری‌ایه که نویسنده ممکلت می‌تونه توی کلاس‌هاش در مکان‌های هنری درمورد نابودی جمهوری اسلامی بگه، مردم هر روز راجع بهش صحبت کنن و هنوز بدون هیچ اتفاقی زندگی رو ادامه بدن. هرجور فکر می‌کنم توی دوره پادشاهی کسی به عنوان یک نویسنده حق نداشت حتی راجع به حکومت چیزی بنویسه و زیر زمینی منتشرش کنه چه برسه به این که شق و رق و با اقتدار توی کلاساش در مورد نابودی حکومت در دوره‌ها و زمان‌های مختلف صحبت کنه.
این پارادوکس امشب جدی درگیرم کرده.

مرضیه در واقعیتِ فرجه امتحانات: پریشب تصمیم گرفتم با کاموا های مونده از سال قبل کیف برای دوربین قدیمیم که هیچ وقت روشنش نمی‌ک
مرضیه در واقعیتِ فرجه امتحانات: پریشب تصمیم گرفتم با کاموا های مونده از سال قبل کیف برای دوربین قدیمیم که هیچ وقت روشنش نمی‌کنیم، ببافم. (همین قدر خزعبل و بی‌محتوا) دیشب تصمیم گرفتم نقاشی دیجیتال یاد بگیرم... یه قسمت نگاه کردم دیدم باید فتوشاپ بلد باشم ول کردم. امشب؟ حالا خدا بزرگه 😂 درس؟ منظورتون چیه مگه شب امتحان و ازتون گرفتن؟🤡

فروغ توی مصاحبه‌هاش گفته: من سی ساله هستم و سی سالگی برای زن سن کمال است. به هرحال یک جور کمال. اما محتوای شعر من سی ساله نیست، جوان‌تر است. این بزرگترین عیب است در کتاب من. و این درحالیه که ۳۲ سالگی از دنیا می‌ره.

شب به روی جاده‌ی نمناک ای بسا پرسیده‌ام از خود «زندگی آیا درون سایه‌هامان رنگ می‌گیرد؟» «یا که ما خود سایه‌های سایه‌های خویشت
شب به روی جاده‌ی نمناک ای بسا پرسیده‌ام از خود «زندگی آیا درون سایه‌هامان رنگ می‌گیرد؟» «یا که ما خود سایه‌های سایه‌های خویشتن هستیم»
فروغ فرخزاد

@RapRelease - Mahyar, Farzad Mahan - Moody.mp36.56 MB

Haamim-Ghalbamo-Pas-Be-Man-Bede-320.mp310.43 MB

جدی جدی من مریضم یا کسی شبیه من هست؟ وقتی از همه طرف تحت فشار روانی، استرس، بدبختی، ناراحتی و و و و قرار دارم خیلی بیشتر کار می‌کنم، خیلی بیشتر درس می‌خونم، بیشتر کتاب می‌خونم، بیشتر به خودم می‌رسم و جدی زندگی خیلی با دیسیپلین بیشتری پیش میره برام😂😂

من واقعا عاشق سفرنامه‌های آقای ضابطیانم. نمی‌دونم چرا نوشابه زرد آنچنان به دلم ننشست. شاید به خاطر نبود نقطه اشتراکاتی از نوشابه زرد با من دهه ۸۰ ای. شاید هم به خاطر چربیدن فضای تاریخی به داستانی، برعکس سایر سفرنامه‌هاشون. این یه دونه کتابشون اونیه که وسطش خسته شدم و مایل به خوندن نبودم و اگر اسم آقای ضابطیان روش نبود، می‌ذاشتمش کنار. با این حال اصلا منکر صفحاتی که عاشقشونم نمیشم. مثلا فصل «اجاق گاز را سه‌شنبه بفروش» از صفحاتیه که گوشه‌ش تا خورده تا باز هم خوانده شه.

The World Is Not Enough.mp39.33 MB

جداً به پزشکیان رأی دادید؟ ممنون بابت وضعیت کشور که ساختید جناب پزشکیان.

احساس می‌کنم توی سکانس آخر فیلم برادران لیلا گیر افتادیم.

چند وقت بود عکس ماه نفرستادم، ماه خونت نیوفته🫠
چند وقت بود عکس ماه نفرستادم، ماه خونت نیوفته🫠