uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Panda world 🐼

Panda world 🐼

Kanalga Telegram’da o‘tish

به دنیای پاندا خوش اومدی✨ برات از نقاشی ها و داستان هام گذاشتم، دوست داشتی نظرت رو بگو، چه تو کامنتا چه ناشناسم. ناشناسم: https://t.me/iRoChatRobot?start=sec-gaajjbihcf

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
242
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+2530 kun
Postlar arxiv
امروز روز ماهه خدایا

راجب زخم گردنش بگم که... فرمانده موقع ورود به روستاشون، خواهر ماهان رو میگیره و بهش میگه باید برای مهمونی بازنشستگی من مجلسمو گرم کنی بانو مهان بودن بعد فرمانده دست به خبط و خطا غلطی کردن و یه زخم کوچیک رو گردن مهان گذاشت گفت اینم یه نشونه روی تو مهان موضوع رو به ماهان گفت و ماهان لباس خواهرش رو به تن کرد و برای رفتن پیش فرمانده از قبل، خودش گردن خودشو زخم کرد

یادم اومد یادم رفته زخم گردنش بکشم آه

Ovozli xabar01:03

نمیدونم من که امتحان ندادم شما دادید 😭

Ovozli xabar00:06

یه جوریه انگار عقده کردن

جدی امتحان عربی امروز اون سواله توش بود؟ که تعویق امتحان شکست خورد؟

ای ماهه ماه

بخورمت😭😭

sticker.webp0.24 KB

چون خب این گزینش رو گذاشتم که یکیشو انتخاب کنید بفهمید جز عروس فرمانده بازم داستان دارم😍

نه مسافر دربندو میشناسم

چرا هیچکدومو نمیشناسم جز عروس فرمانده

یادم اومد گزینه برادران شاهزاده، سهرو و کیان رو نذاشتم تو گزینه ها 🎀

عالیه ۱۷۹ میشه برمیگرده رو ۱۷۸

حال ادامه دادن ندارم همین بس پایان یافته اعلام می‌کنم
حال ادامه دادن ندارم همین بس پایان یافته اعلام می‌کنم

گوشواره هاش😭😭😭

آرت منو بخور توف کن تو سطل اشغال 😭